counter create hit
فرهنگ اخبار فرهنگ و هنر سرگرمی و چند رسانه ای

نظر ها:

مطالب مرتبط:

اولین لَند را بی سانسور ببینید

به گزارش جهان نیوز، مستند اولین لَند به تهیه کنندگی داوود مرادیان، چهارشنبه 2 اسفند رونمایی می شود. این مستند که به همت سازمان بسیج هنرمندان و بسیج رسانه ملی ساخته شده، نگاهی است به آنچه بر سازندگان اولین شهربازی ایدئولوژیک کشور گذشته است. عباس مرادیا ...

کتاب تازه موراکامی با تیراژ ۷۰۰ هزار نسخه در چین عرضه می شود

ساعت: 08:15 منتشر شده در مورخ: 1396/11/29 شناسه خبر: 1314743 چینی‌ها پیش از هر کشور دیگری امکان خواندن کتاب ج ...

ریزش ۵۰ درصدی سفر ایرانی ها به خارج

ریزش ۵۰ درصدی سفر ایرانی ها به خارج

به گزارش جهان نیوز به نقل از ایسنا، حرمت الله رفیعی گفت: نوسانات نرخ ارز تاثیر محسوسی در بازار سفر داشته، هرچند شاید برخی این جریان را به قیمت خدمات در خارج از کشور ارتباط ندهند، چون هتل ها در کشورهای دیگر که گران نشده اند، اما مساله این است ارزش پول ایران کمتر شده، ...

سینمای دفاع مقدس در آینه جشنواره فجر + فیلم

سینمای دفاع مقدس در آینه جشنواره فجر + فیلم

پایتخت کتاب ایران در حال حرفه ای تر شدن است

به گزارش ایسکانیوز از ستاد اطلاع رسانی رویدادهای ترویج کتابخوانی، سیدمحمد بهشتی، داور چهارمین دوره انتخاب پایتخت کتاب ایران گفت: برنامه‌هایی که در چند سال گذشته با عنوان پایتخت کتاب از سوی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار می‌شود، برخی تصورات و پیش‌فر ...

دست "فروشنده" از بفتا خالی ماند

مراسم هفتاد و یکمین دوره جوایز آکادمی هنرهای فیلم تلویزیون انگلیس به نام بفتا در سال 2018 شامگاه یکشنبه (29 بهمن ماه) در شهر لندن برگزار شد و طی آن؛ برگزیدگان بخش‌های مختلف معرفی شدند. مراسم فرش قرمز این جشنواره از ساعت 20 به وقت ایران و مراسم ا ...

چرا فیلمی درباره حضرت فاطمه(س) ساخته نشده است؟

انسیه شاه‌حسینی فیلم‌نامه‌نویس و کارگردان سینمایی در گفت‌وگو با ایسنا درباره این که چرا تاکنون در سینمای ایران فیلمی راجع به حضرت فاطمه(س) ساخته نشده است، بیان کرد:‌ یکی از مهم‌ترین دلایلی که فیلمی برای حضرت زهرا(س) ساخته نشده، این است که با وجود ...

کامبیز دیرباز در سریالی کمدی

تصویربرداری سریال «کلاف‌های رنگی» به کارگردانی وحید امیرخانی و تهیه‌کنندگی سیدمرتضی فاطمی، هفته آینده آغاز می‌شود. این سریال ۱۵ قسمتی به نویسندگی حسین تراب‌نژاد، مضمونی‌ کمدی و اجتماعی دارد که پیش تولید آن از دی آغاز شده است. کامبیز دیرباز ...

نخستین واکنش روحانی به ناآرامی های خیابان پاسداران

نخستین واکنش روحانی به ناآرامی های خیابان پاسداران

برخوردهای خشونت آمیز و اهانت به پلیس را تحمل نمی کنیم؛رئیس جمهور در واکنش به ناآرامی‌های اخیر در خیابان پاسداران تهران گفت: برخوردهای خشونت آمیز و اهانت به پلیس را که حافظ نظم و امنیت جامعه است، به هیچ وجه تحمل نمی‌کنیم.    به گزا ...

عاشقانه‌های فریدون مشیری رونمایی می‌شود

عاشقانه‌های فریدون مشیری رونمایی می‌شود

آلبوم «عاشقانه‌های فریدون مشیری» به آهنگسازی فردین کریم خاوری و خوانندگی صادق درجاتی منتشر می‌شود. به گزارش ایلنا، آلبوم «عاشقانه‌های فریدون مشیری» به آهنگسازی فردین کریم ...

«تنگه ابوقریب»، «به وقت شام» و «لاتاری» آثار برتر «مجمع منتقدان سینمای انقلاب»

به گزارش مشرق - «مجمع نویسندگان و منتقدان سینمای انقلاب» طبق رسم چندسال اخیر خود با برگزاری یک نظرسنجی از میان منتقدان و سینمایی‌نویسان دست به انتخاب آثار برتر جشنواره سی‌وششم فیلم فجر زده است. جشنواره سی‌وش ...

جدیدترین بازیگران «خانواده دکتر ماهان»

جدیدترین بازیگران «خانواده دکتر ماهان»

خبرگزاری مهر: انتخاب بازیگران سریال «خانواده دکتر ماهان» ادامه دارد و لاله اسکندری، شیوا ابراهیمی و بهرام شاه محمدلو در این اثر تلویزیونی به ایفای نقش می پردازند.   پیشتر حضور امین زندگانی و حدیث فولادوند در این سریال قطعی شده بود. همچنین در روزهای ...

میترا حجار امشب مهمان دورهمی است

میترا حجار امشب مهمان دورهمی است

به گزارش جهان نیوز،  امشب مهران مدیری، مجری و کارگردان برنامه دورهمی با میترا حجار بازیگر سینما و تلویزیون به گفتگو خواهد پرداخت. این برنامه تلویزیونی، با اجرای استندآپ کمدی مهران مدیری و اجرای نمایش توسط سروش جمشیدی، چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه هر هفته ساعت ...

ادیب الممالک فراهانی؛ از شاعری در مداحیِ قوی دستان تا پیوستن به صف استبدادستیزان

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از فراهان خبر؛ ادیب الممالک فراهانی در زمره چیره دست‌ترین سخن سرایان سده‌های اخیر تاریخ ادبی ایران است. میرزا صادق ادیب الممالک در روز چهاردهم محرم ۱۲۷۷ ه.ش در روستای گازران از بلوک فراهان اراک متولد شد. ...

برگزیدگان «تجلی اراده ملی» جشنواره فجر/حاتمی کیا برگزیده بنیاد شهید شد

برگزیدگان «تجلی اراده ملی» جشنواره فجر/حاتمی کیا برگزیده بنیاد شهید شد

به گزارش ایسکانیوز، آیین اختتامیه بخش «تجلی اراده ملی» سی و ششمین جشنواره فیلم فجر با تلاوت آیاتی از قرآن مجید، پخش سرود ملی حمهوری اسلامی ایران و با اجرای محمدرضا شهیدی‌فر در منطقه آزاد اروند آغاز شد.شهیدی‌فر در ابتدا به ریشه‌های تمدنی و هویتی ایران‌زمین در آ ...

نکته! این مطلب توسط هوش مصنوعی ایجاد شده است. لطفا نظر خود را در رابطه به این مطلب در صفحه تماس با ما در میان بگذارید.

علی اکبر علیزاد: مرحله آزاد سازی سیاست شما

علی اکبر علیزاد: از تئاتر سیاست زدایی کرده اند

روزنامه شرکت - سهیل vegas vip host ™ و ناصری: "قطعاتی از ساموئل بکت" به عنوان آخرین پیش نویس تئاتر درام گروه 84 5, 17 تحت ریاست علی اکبر علیزاد ، در قالب پروژه مرکز مطالعات اجرایی قشقایی در حال اجرا تعداد کمی از تاثیر قابل توجهی در نوشتن از ساموئل بکت در این مرحله به آن بروید. بر اساس برنامه ریزی انجام شده در دوره بین 5 تا 10. اثر بزرگ aisori با نام "بازی" و "فاجعه" قطعه ای از متر و همچنین در 12, 17 ژانویه نیز اثر دو aisori دیگر با نام "تلفن همراه" و "آمده و رفته". به کارگردانی علی اکبر علیزاد 18 ثانیه زمان 65 دقیقه کار می کند. اجرای کارهای بکت در شرایط کنونی ایران چه لزومی دارد؟ اکثر اوقات برای من، انتخاب متن از یک جور سلیقه و ذائقه شخصی برمی خیزد؛ مثلا درباره بکت، تصویر پردازی او، سکوت و کم حرفی این متون و درنهایت ساختار به شدت موسیقیایی آنها، ظاهرا با سلیقه شخصی من بیشتر از هر نویسنده دیگری، جور درمی آید. حتی نوع تأثیری هم که روی من می گذارد با نویسنده های دیگر کاملا فرق دارد! نمی دانم چه جور تأثیری است، ولی هست و خیلی هم خاص است! من سال ٨٣ در انتظار گودو را کار کردم. اولین بار که این متن را خواندم، تأثیر زیادی روی من گذاشت. قرار نبود دیگر به بکت برگردم، منتها در سال ٨٦ وقتی برای اجرای عمومی گروه تئاتر ٨٤ آماده می شدیم، خیلی اتفاقی به متن های کوتاه (short plays) بکت برخوردم. متن هایی که در واقع از دهه ٥٠ تا ٨٠ میلادی نوشته است. پنج متن انتخاب کردم و شروع کردیم به کارکردن. آن زمان که شروع کردیم، فکر نمی کردم این قدر قضیه سخت و پیچیده باشد. موقعی که کار کردم و تمام شد، تصمیم گرفتم که تمام کارهای بکت، به خصوص کارهای کوتاه او را تا آخر عمرم حتما اجرا کنم. منظورم متن های تئاتری اوست، نه متن های رادیویی یا تلویزیونی. تأثیر این متون روی من و حتی بازیگرانم منحصربه فرد بود. ما این متن ها را نمی فهمیدیم، ولی دوست داشتیم با تمام وجود ازشان سر دربیاوریم و فکر می کنم بعضی وقت ها موفق بودیم و بعضی وقت ها نه! بعد از این چند قطعه بود که به اهمیت کار بکت متأخر پی بردم. عملا با اجرای این کارها بود که فهمیدم تأثیر بکت بر تئاتر معاصر از جنبه اجرائی چقدر زیاد بوده است. فرض کنید وقتی که هم زمان جنبش آوانگارد در حال تجربه ورزی روی جنبه های تجسمی در تئاتر است و به سمت نوعی تئاتر که ضددراماتیک است، پیش می رود، بکت هم زمان دارد این کارها را انجام می دهد. یک جور تأثیر دیالکتیکی بین تئاتر آوانگارد و تئاتر بکتی وجود دارد؛ بنابراین کاملا معتقدم اگر یک جامعه تئاتری نتواند، سنت اجراهای بکتی را درک کند، نمی تواند درک درستی از سنت های اجرای مدرن داشته باشد. درک چیزهایی مثل آوانگاردیسم، تصویرگرایی نقاشانه در تئاتر و سپس درک سنت آدم هایی مثل سارا کین، چرچیل، کریمپ و هاندکه، یا کارگردانی مثل ویلسون، بدون بکت کاملا غیرممکن است! کاری به جامعه تئاتری خودمان ندارم که در آن جایی برای مدرنیسم بکت و خیلی های دیگر تعریف نشده، برای من به عنوان کسی که درگیر تئاتر است، این قضیه از نظر شخصی مهم شد؛ بنابراین از نظر من، تئاتری که نتواند سنت های تصویری و فرمی بکت را در خودش جذب کند، درعین حال، توان ارتباط با بخش عمده ای از تجربیات معاصر تئاتر را از دست می دهد! مثل اینکه شما شوینبرگ را نشنوید و بخواهید بفهمید جان کیج چه کار کرده! قصد شما از اجرای کارهای بکت صرفا آشنایی مخاطب با بکت است؟ نه، قطعا این طور نیست. من در این مورد وظیفه ای برای خودم قائل نیستم. علتش همان علاقه و ذائقه شخصی است که قبلا گفتم! اینها چیزهایی بود که من خودم درگیرش بودم. من هرکاری هم که بکنم بکت همیشه در پس زمینه وجود دارد. مثلا فرض کنید سال گذشته خانه برنارد آلبا را اجرا کردم که بدون فهم بکت و برشت چیز دیگری می شد؛ یعنی فکر می کنم اگر امروزه بخواهید شکسپیر، لورکا یا ایبسن کار کنید، بدون درک بکت و قطعا برشت و حتی ژان ژنه امکان ندارد. برای من بکت باید در پس زمینه باشد و کلیدی است. بعد از این دوره بود که فهمیدم در کار بکت، چقدر بازیگر و کارگردان می توانند تجربه خودشان را گسترش بدهند! وقتی بکت کار می کنید، آن قدر محدودیت برایتان وجود دارد- به خصوص در نمایش نامه های کوتاه- که گویی درون یک سلول انفرادی هستید و باید داخل همان سلول آزادی خودتان را پیدا کنید. این متن ها به نوعی برای شما زندان می سازد. شکسپیر هم برای شما زندان می سازد، اما زندان او خیلی بزرگ تر است و شما خیلی کارها می توانید با متن بکنید. اما اینجا تک سلولی است، در حدی که شما می توانید فقط در آن چند قدم بزنید؛ بنابراین بودن در این زندان کوچک برای من تجربه ای منحصربه فرد فراهم می کند. از طرف دیگر، در اینجا پرداختن به نوع خاصی از بازیگری، به خصوص از جنبه جسمانی، بسیار مهم است، چون این متن ها از لحاظ بار جسمانی، فشار زیادی به بدن بازیگر منتقل می کنند. بازیگر در کارهای بکت است که متوجه می شود جسمش چقدر مهم است. کوچک ترین اعمال جسمانی بازیگر، به همان مفهومی که چخوف، گروتفسکی و باربا می گویند، مهم می شود و در کنش تأثیرگذار است. وقتی شما پلاتی نداشته باشید و کاراکترپردازی در کار نباشد، متوجه می شوید کوچک ترین حرکت شما مثل پلک زدن در نمایش نامه روزهای خوش، دیده می شود یا در بداهه پردازی اوهایو، ورق زدن کتاب تبدیل به یک حادثه می شود. در صدای پا، خود نفس قدم زدن و در نمایش بازی، حرکت سرهای داخل خمره و الی آخر. به خاطر همین، این متون بی اندازه برای تجربه بازیگری منحصربه فرد هستند و بازیگر در اینجا متوجه می شود چقدر می تواند توانایی خودش را گسترش دهد یا اصلا نمی تواند؛ بنابراین یک بُعد قضیه علاوه بر تصویر پردازی، مربوط می شود به گسترش مرزهای جدید در بازیگری. با ارجاع به این متون، گسترش این مرزها بدون بازی در بکت غیرممکن است! همین طور که امروزه بازی در کارهای «هاندکه» و «ساراکین» به همان راحتی بازی در مثلا مرگ دست فروش نیست؛ بنابراین در اینجا بازیگرها از نظر من دو دسته می شوند: بازیگرانی که می توانند بکت کار کنند و بازیگرانی که نمی توانند بکت کار کنند. آنهایی که صرفا در بازیگری آموزش های ذهنی دیده اند، برای مثال با شیوه ای که در متداکتینگ استراسبرگ یا رئالیست ها نهفته است، اصلا نمی توانند بکت کار کنند و درعین حال بازیگری که هم زمان آموزش ذهنی و فیزیکال دیده باشد، بهتر می تواند این متن ها را بازی کند. اینها شما را به عنوان بازیگر یا کارگردان با این سؤال مواجه می کند که خب من باید با این متن ها چه کار کنم؟ چطور با این محدودیت عجیب بداهه پردازی کنم؟ اصلا معنای بداهه پردازی بازیگر/کارگردان در اینجا کاملا دگرگون می شود؛ درگیری با این مسائل توجیه کننده علاقه من به بکت است. گذشته از اینکه این نوعی از هنر است که من آن را ستایش می کنم. متن هایی که بکت می نویسد یا کار می کند در دوره ای از تاریخ نوشته می شوند که شکسپیر و خردگرایی را پشت سر گذاشته و نتیجه خردگرایی شده دو جنگ جهانی و در واقع بکت دارد به این دوره ها و جریان ها اعتراض می کند و متن هایی می نویسد در شرایطی که خودش در آن زندگی می کند. شما که رفتید سمت بکت چقدر برای جامعه ما کارکرد دارد و شما مخاطب تان را چه کسی می دانید؟ مخاطب من هرکسی است که بیاید کار را ببیند؛ اگر منظورتان این است که بکت برای جامعه خودش نوشته و به درد جامعه ما نمی خورد نه، چنین چیزی نیست؛ مانند هر نویسنده دیگری در بکت هم درون مایه سیاسی- اجتماعی حضور دارد، مثل درون مایه عنصر شکنجه بدن. اگر به اجراهای بکت توجه کنید، یکی از ویژگی های اجراهای او این است که این آدم ها چگونه به لحاظ ذهنی و جسمی شکنجه می شوند. یکی از معروف ترین این متن ها نمایش نامه «صدای پا» است که در آن زنی روی باریکه نوری می رود و می آید و با یک صدای ذهنی که شاید صدای مادرش باشد صحبت می کند، ظاهرا این زن مرده ولی ما نمی دانیم؛ چیزی که متن توصیف می کند این است که این زن شبیه یک روح است، مرده است، دست کم در ذهن و به شدت روح وار عمل می کند. این تصویر به اضافه تصاویر گرسنگی، فجایع جهانی و زیست محیطی و در کل فرورفتن در نکبت بشری که همیشه در نمایش نامه های بکت از حیث بصری وجود دارد، مربوط به جامعه خاصی نیست، اینها مسائل انسانی و عام است؛ برای مثال شما تجربه آشوویتس را در بکت می بینید، تصاویری مربوط به تن هایی که به اسکلت بدل شده اند، جسمشان تحلیل رفته (صدای پا/ فاجعه/ دست آخر) و ما این تصاویر را علاوه بر جنگ های جهانی سال ها بعد در جنگ بوسنی یا نسل کشی روآندا می بینیم؛ حتی وقتی به تجربه های معاصر خودمان در ایران برمی گردیم همه اینها را می بینیم، مثل تجربه کشتار یا قتل عام ها در دوره قاجار یا تجربه مشروطه! تئاتر بکت با تصویر سازی فاجعه پیش می رود. فرق بکت با ایبسن که مسائل روزمره را با یک پلات محکم مطرح می کند این است که بکت ذات چیزها را به ما نشان می دهد، انگار بکت همه چیز را حذف کرده است. اگر در کار ایبسن یک درخت پرشاخ وبرگ می بینیم، بکت شاخ وبرگ این درخت را زده است و فقط تنه آن را نشان ما می دهد؛ همه اینها تجربه ماست، ممکن است تجربه تصویری ما در تئاتر نباشد. ما بکت را فقط با در انتظار گودو شناختیم. تاکنون چند اجرا از متن صدای پای بکت شده است که یکی از شاهکارهای قرن بیستم است؟! هیچی! تنها اجرای این متن مربوط به اجرای من در سال ٨٦ بوده است. چند تا اجرا از متن دست آخر شده است؟ یکی قبل و یکی بعد از انقلاب که آن هم معیوب بوده است! چند تا اجرا از روزهای خوش شده است؟! آن هم هیچی! ما تجربه بصری از کارهای بکت نداریم و وقتی اینها سنت تئاتری شما نمی شود، معلوم است تماشاگر می آید می بیند و می گوید این تئاتر چه ربطی به من دارد. در سنت غربی، شکسپیر، ایبسن و بکت در کنار یکدیگر اجرا می شوند و بر هم تأثیر می گذارند. حرف شما درست! ولی این بخشی از محتوای بکت است؛ بکت در مقابل خردگرایی ٤٠٠ ساله غرب ایستاده! آیا ما اصلا به این مرحله خردگرایی رسیده ایم؟ نیازی نداریم به این خردگرایی برسیم، چیزی برای رسیدن وجود ندارد! مسابقه دو نیست. ما در دوره ای زندگی می کنیم که همه مسائل جهانی است و همه معضلات عمومی است و گریبان گیر ما هم هست. نمی توانیم بگوییم آنها دوره هایی را پشت سر گذاشته اند که آن را ما نگذرانده ایم. پس بایستیم تا این دوره رد بشود! اصلا چطور می شود شروع یا پایان مثلا این دوره را اعلام کرد، این حرف ها قدیمی شده است. جامعه ما هم اکنون در درون مسائل مدرن و مابعد آن قرار دارد و تبعاتش را پس می دهد. شکی نیست که اشکالات زیادی به این مدرنیسم نیم بند ما وارد است؛ ولی قضیه به این شکل نیست که ما باید بایستیم تا دوره ای را رد کنیم! ما درون مسائل مدرنیسم شبیه همه جای دنیا غوطه وریم؛ بنابراین قضیه ربطی به این ندارد که بکت مقابل چه چیزی ایستاده و مقابل چی نایستاده است؛ برای مثال معضلی که ولادیمیر و استراگون «در انتظار گودو» دارند، نمی توانید بگویید معضل ما نیست، اتفاقا معضل ما هم هست. ولادیمیر و استراگون چه کسانی هستند؟ دو بدبخت و بیچاره که درون خندق زندگی می کنند و نمونه آنها را همه جا پیدا می کنید. این دو نفر در واقع تجربه خود بکت از جنگ جهانی دوم بوده است؛ آدم هایی که جایی نداشته اند بخوابند و درون خندق می خوابیده اند، گرسنه اند و منتظرند یکی بیاید آنها را نجات بدهد، این را هر جای دنیا بگذارید معنی می دهد، به ویژه در جهان سوم و کشورهایی که نظام سیاسی ایستا و ساکن دارند که هیچ تغییری در آن ایجاد نمی شود و مردم منتظر ایجاد تغییر هستند. کشورهای کمونیستی بکت را با پوست و خون درک کرده اند. چون همیشه در انتظار بوده اند و همیشه به وسیله دولت شکنجه شده اند. بکت در متون دیگرش بیشتر از در انتظار گودو، گیرکردن آدم ها در نکبت خودساخته را نشان می دهد. اینها به طور مستقیم ربطی به خردگرایی ندارد. برای شما به عنوان کارگردان باید این مهم باشد که چه چیزی را نسبت به زمانه ای که در آن زندگی می کنید، بازتاب می دهید. فکر می کنم مشکل ما بیشتر این است که تماشاگران ما تجربه بصری نسبت به کارهای بکت یا ندارند یا خیلی کم دارند. درباره فیلم هم همین طور است؛ مثلا تماشاگر ما دیدن فیلم های برسون یا گدار برایش سخت است. چون تجربه بصری خوبی قبل یا بعد از آن نداشته. این نداشتن تجربه بصری در تئاتر خیلی جدی تر است. برای همین است که تماشاگر مقابل این تئاتر ها کم می آورد و با آنها ارتباط برقرار نمی کند. بکت برای قشر حاشیه و علیه بورژوازی می نوشت و اجرا می کرد. اما حالا می بینیم که اجرای این آثار در ایران برعکس است و امکان حضور به قشر حاشیه را نمی دهد و دقیقا مخاطبان اکثریت قشر بورژوا هستند! چرا؟ مشکل از تئاتر ماست که به این روز رسیده، قضیه ربطی به بکت و آثارش ندارد. بلایی بر سر این تئاتر آورده ایم که تنها عده ای خاص می توانند بروند و تئاتر ببینند. تئاتر ما نسبتش را با تأثیرات اجتماعی از دست داده و ارتباطش با توده مردم قطع شده و فقط برای یک عده خاص تعریف می شود. آن عده خاص هم اکثرا همان مردمی هستند که در رستوران های شیک سفارش غذا می دهند و غذایی مطابق با پولی که دارند، می خورند. حالا این اتفاق در سالن های تئاتر پرزرق وبرق می افتد. تئاتر ایران کاملا براساس ذائقه بد پیش می رود. وارد سالن می شوند ٢٠ هزار تومان پول می دهند و یک اجرای درخور پولشان را می خواهند. فست فود ظاهرا خوش طعم اما مضر. این سیاست گذاری فرهنگ ماست که هنرمندان را تبدیل به برده کسانی کرده که به آنها پول می دهند تا هنرمند مطابق با سلیقه آنها تئاتر بسازد و نه براساس دغدغه های اجتماعی! خود تئاتری ها برای فرار از این بردگی چه کار کنند؟ هرکسی باید راه خودش را پیدا کند که چگونه به سلیقه مخاطب تن ندهد. نکته اینجاست که آیا واقعا ما داریم فست فود می سازیم یا تئاتر؟ اگر اسم من هنرمند است، پس دیگر تاجر نیستم. اما اکثر کسانی که دارند کار می کنند هنرمند/ تاجر هستند. یعنی من می سازم برای اینکه پول دربیاورم. مثلا تاجری در انتظار گودو را می سازد برای اینکه پول در بیاورد. چرا در انتظار گودویی که ولادیمیر و استراگون گرسنه را در نکبت خودشان نشان می دهد، باید این قدر شیک اجرا شود که به کسی برنخورد. مشخص است که این تاجر/ هنرمند به این فکر می کند چگونه پول در بیاورد. در چنین شرایطی باید چه مخاطبانی را در نظر داشته باشیم؟ معلوم است! مخاطبانی که پول دارند و حالا باید کارت را مطابق سلیقه آنها شکل بدهی. چون اصلا در این باغ نیستند. چرا؟! چون تاجرند! یکسره می گوییم تقصیر دولت است اما واقعا این هنرمندها دارند چه کار می کنند؟ اینها چقدر دست به دست دولت دادند در پیدایش این مسئله!؟ اصلا تماشاگر را چه کسی تعریف کرده؟ هنرمند به اضافه دولت! این دو با هم در یک رابطه عاشقانه اعلام نشده دست به دست هم داده اند! و در این رابطه عاشقانه خیلی خوب از تئاتر سیاست زدایی کرده اند و بابت این کارشان خیلی خوب توانسته اند پول در بیاورند. برای اینکه به شما سالن بدهند، طوری شده که نگاه می کنند ببینند تو می توانی پول دربیاوری یا نمی توانی! می بینیم که هنرمندها کاملا در این قضیه دست دارند. من فکر نمی کنم اگر این هنرمند ها از ساختن کاری به صرف میل تماشاگر دست بردارند، اتفاق بدی بیفتد. درواقع سلیقه تماشاگر را شما دارید تعریف می کنید. در این تهران یک تئاتر نام ببرید که مطابق با میل تماشاگر پیش نرود. نداریم. یک زمانی تئاتر شهر بود که آن هم دیگر فضایی ندارد. چون شما به عنوان تاجر هر چیز دیگری هم که کار کنید، باید پول در بیاورید، چون باید فست فود تولید کنید! این چرخه تولید و مصرف هنر ما شده است و اتفاقا همان هایی که به ظاهر روشنفکرانه کار می کنند یا مدعی هستند تجربی کار می کنند و کارشان در جشنواره ها می درخشد، از قضا دارند منطبق با میل تماشاگر پیش می روند؛ حالا به نوع دیگری با آوردن فلان بازیگر سینما یا تلویزیون. تئاتر ایران را بوی موفقیت پر کرده. همه می خواهند موفق باشند! و موفقیت یعنی گیشه و دست زدن تماشاگر. چهارشنبه سوری