counter create hit
هنرهای نمایشی سینما ویدئو سرگرمی و چند رسانه ای تلویزیون و رادیو زناشویی و همسرداری رابطه و ازدواج نقد فیلم دکوراسیون مد و لباس تکنولوژی و دانش خبر خانه و خانواده آشپزی و تغذیه

نظر ها:

مطالب مرتبط:

فیلم | لحظه شگفت انگیز انفجار یک رودخانه در چین

متخصصان امور محیط زیستی در چین با ایجاد انفجارهای پی در پی در رودخانه هیلونگ جیانگ واقع در شمال شرقی چین از یخ زدگی کامل این رودخانه که می توانست زندگی ساکنان اطراف را با خطراتی مواجه کند، جلوگیری کردند. این انفجارهای پی در پی در این رودخانه سبب فوران آب و یخ ...

حاشیه عجیبی که برای مدیر عامل تراکتورسازی ایجاد شد !

شب گذشته برنامه موج فوتبال شبکه تلویزیونی سهند با حاشیه عجیبی روبه رو بود. میلاد وطن پرست مجری این برنامه با ذکر این موضوع که قرار بوده مصطفی آجورلو مدیرعامل باشگاه تراکتورسازی در برنامه حضور یابد، با صندلی خالی او سوالات وانتقادهایش را مطرح کرد.محمد جوا ...

راهیابی فیلم های ایرانی به جشنواره پلیسی-جنایی روسیه +فیلم

چهار فیلم ایرانی در فستیوال بین المللی فیلم های پلیسی-جنایی روسیه حضور دارند.

نجفی: تنظیم برنامه سوم تا چند روز دیگر شروع می‌شود

نجفی با ارائه گزارشی از اقداماتش طی 7 ماه گذشته، گفت:تنظیم برنامه سوم تا چند روز دیگر شروع خواهد شد و تا پایان تیر ماه سال جاری فرصت تدوین و ارائه به شورای شهر را خواهیم داشت، برنامهâای که نوآوریâهای بسیار زیادی در آن پیش بینی شده است. ...

برپایی مراسم سالروز تولد محمدعلی کشاورز

برپایی مراسم سالروز تولد محمدعلی کشاورز

همشهری آنلاین: مراسم هشتاد و هشتمین سالروز تولد محمدعلی کشاورز در پردیس سینمایی «شهرک» برگزار می شود و قرار است سالن شماره ۱ پردیس سینمایی «شهرک» به نام این هنرمند پیشکسوت نامگذاری شود. ...

حسینی: برنامه من، همان برنامه نجفی است

سرپرست شهرداری تهران با تاکید بر اینکه از همکاری همه افرادی که مایل باشند با مجموعه شهرداری تهران، استقبال می کنم، افزود: برنامه و شعار من همان برنامه و شعار آقای نجفی است. ...

مراسم ترحیم برجام در پنجمین شب شعر نطنز برگزار شد

پنجمین شب طنز انقلاب اسلامی با حضور علاقه مندان به عرصه طنز و کمدی و با اجرای برنامه هایی چون شعرخوانی طنز، استندآپ کمدی، ترانه خوانی طنز، کلیپ و نمایش طنز در محل فرهنگسرای انقلاب برگزار شد. ...

صهیونیست ها صحت ویدئوی خوشحالی نظامیان خود از کشتار فلسطینی ها را تایید کردند+ویدئو

صهیونیست ها صحت ویدئوی خوشحالی نظامیان خود از کشتار فلسطینی ها را تایید کردند+ویدئو

ارتش رژیم اشغالگر قدس، صحت ویدئوی خوشحالی نظامیان رژیم از کشتار فلسطینیان را تایید کرد.

بازیگر نقش فهیمه‌ی معمولی هلال احمری شد

نسرین نصرتی، بازیگر نقش «فهیمه معمولی» در سریال پایتخت مهمان هلال احمر شد و با پوشیدن لباس قرمز هلال به عضویت داوطلبانه جمعیت هلال احمر درآمد.

ضرورت تدوین برنامه ۵ ساله اصلاحات اقتصادی

وزیر اسبق صنعت گفت: وقتی قیمت ارز به خاطر وجود فرآیندهای تباهنده در بدنه اقتصاد افزایش می باید، هیچ رئیسی در بانک مرکزی و هیچ دولتی چه اصولگرا و چه اصلاح طلب قادر به کنترل بازار نیست. ...

پخش «هیات مدیره» تا نیمه اردیبهشت ادامه دارد/ حضور بازیگران جدید

پخش و تصویربرداری سریال «هیات مدیره» در فاز اول تا نیمه اردیبهشت ادامه دارد و بعد از توقف ساخت فاز دوم این سریال ادامه پیدا می کند.

پیشنهادهای فرهنگی آخر هفته

«فِراری» ساخته داود نژاد، احتمالا متفاوت ترین فیلم روی پرده است، داستان دختری که به دنبال رویاهایش در شهر می چرخد و با جامعه ای پر مخاطره مواجه می شود. ...

«نقی معمولی» استقلالی شد + عکس

محسن تنابنده بازیگر نقش «نقی معمولی» در سریال پایتخت امروز در کلینیک استقلال حضور یافت.

فیلم| آوازخوانی محمد معتمدی در مراسم بدرقه «بزرگِ» موسیقی ایران

مراسم تشییع پیکر بزرگ لشگری، پیشکسوت موسیقی ایران با آوازخوانی محمد معتمدی، خواننده آواز اصیل ایرانی انجام شد.

«به وقت شام» برای افرادی که داعش را نمی شناسند

ابراهیم حاتمی کیا، کارگردان فیلم «به وقت شام» گفت: به وقت شام پاسخی به سؤال افرادی است که پدیده داعش را نمی شناسند.

نکته! این مطلب توسط هوش مصنوعی ایجاد شده است. لطفا نظر خود را در رابطه به این مطلب در صفحه تماس با ما در میان بگذارید.

نقد و بررسی فیلم "یک بمب ... داستان عشق"; بمباران به دهه شصت

نقد فیلم «بمب؛ یک عاشقانه»؛ بمباران نوستالوژی های دهه شصت

خطر لو رفتن داستان فیلم و جذابیت از ایرج (B. S.) و میترا (لیلا حاتمی) و میراث فرهنگی است که در تهران سال 66 در وسط مقدار از آنها دچار سرما و او عصبانی بود." آن آن را دانلود کنید پس از پایان بود که حتی پس از شنیدن صدای آژیر قرمز به پناهگاه. و چیزی برای از دست دادن. یکی از شاگردان ایرج , عشق دختر همسایه... با توجه به آنچه که در تعریف سینما دیده می شود به مطبوعات قبل از "بمب" "برف روی کاج ها" و انتظار چنین فیلم اتفاق می افتد نه با آدم عکس ها و تصاویر من. معادی علاقه خود را به درام نامه انزال عمدتا علاقه فردیت خود را مبهم نشان می دهد در حال حاضر با دومین اثبات نمی شود مجذوب یک فیلم است. اما چنین سینمایی آنچه مورد نیاز است ؟ آیا صرف یک فضاسازی قدرتمند می تواند اتمسفر بسازد و بار کمبودهای روایی را به دوش بکشد؟داستان «بمب» در سال 66 می گذرد. برای تصویر کردن تهران آن روزها چه چیزهایی نیاز است؟ آیا باید تصویرگر یک دهه 60 واقعی باشیم و یا چون آثاری مثل «نهنگ عنبر» برداشتی فانتزی و دست چین شده از دهه شصت داشته باشیم؟ آیا «بمب» اشتباهات «آباجان» را تکرار نکرده است؟برای روشن تر شدن ماجرا ارجاعتان می‌دهم به اولین سکانس خارجی «بمب»؛ جایی که لیلا حاتمی از خیابان می گذرد، در قاب چه چیزهایی می‌بینیم؟ یک باجه تلفن زرد رنگ، یک خانم با مانتویی بلند، زنی چادری با زنبیل قرمز، دوربینی که با فیلتری زرد رنگ کمی تصویر را نوستالوژیک کرده، یک آرایشگاه که با فونتی مخصوص دکان های آن دهه قرار است فضا ساز باشد، پیکان و.. در «بمب» انباشت عناصر و اشیای آن دهه در هر نمای خارجی احساس چیدمانی مصنوعی به بیننده می‌دهد. همان کاری که هاتف علیمردانی در «آباجان» کرده بود و به درستی نقد شده بود. اگر در «نهنگ عنبر»، سامان مقدم این همه عناصر را کنار هم می چیند، ساختار فیلم این اجازه را می دهد.آن جا با یک کمدی طرف هستیم که عناصر را در خدمت خلق موقعیت می گیرد و قرار نیست اتمسفر دراماتیکی ایجاد شود. برخلاف «بمب» که نسبتش با رئالیسم خیلی مستقیم‌تر است، اینجا که قرار نیست فانتزی ببینیم.در چنین فضایی دیدن پوستر «خانه دوست کجاست» کیارستمی، نوار کاست، صف نفت و گالن هایی که با هم بالا می آیند، گرچه که همه اش خاطره انگیز است اما خلاف یک رویه رئالیستی است. از همین جهات «بمب» حتی برخلاف نظر عده‌ای در فضا سازی هم موفق نیست و دائما تلاش (در واقع زور زدن هایش) یک کارگردان را پشت تک تک سکانس هایش می بینیم و این گونه بازنمایی فیلم واقعی به نظر نمی رسد.    از فضا سازی که بگذریم به روایت می رسیم؛ روایتی که در سه مکان به موازات پیش می‌رود. یکی خانه‌ی میترا و ایرج است، یکی مدرسه است و دیگری هم زیرزمین یا همان پناهگاه. روایت ها در این سه فضا باید هم‌افزایی داشته باشند و همدیگر را پیش ببرند یعنی اگر سردی ایرج و میترا در خانه می بینیم با سکانسی همسان در مدرسه به ازای آن عصبیتی را در مدرسه از سمت ایرج ببینیم (اتفاقی که به اندازه نمی‌افتد) و البته باز هم در پناهگاه عشق نوجوان‌های داستان را هم در جهت تقویت عشق اصلی داستان ببینیم. اتفاقی که نیفتاده و فیلمی که بر مبنای یک خرده پیرنگ است این گونه کش آمده.شاید در سینمای اروپای شرقی و یا حتی در آثار بیگله جیلان و هانکه این تم روایی موفق است، اما وجه اشتراک همه‌ی آن‌ها خط روایی پیش‌برنده و محرک است و در عین حال همگن بودن فضاهای متفاوت داستانی و یا همان خرده روایت هاست. در «بمب» اما فضاها همگن نیست . تفاوت «بمب» با آثاری که احتمالا کعبه آمال دنیای فیلمسازی معادی است، یکی خط فقیر داستانی و دوم چند پارگی است. سه فضای فیلم «بمب» در واقع از هم گسسته شده است، خاصه آن که مثلا در مدرسه با یک فضای گوتیک (کمدی سیاه) مواجهیم. تیپ سیامک انصاری و آن همه تاکید بر سخنرانی‌های سر صف و گیر و گورهایش به دیوارنویسی‌ها است که با شعارهایی ایدئولوژیک (مرگ بر آمریکا، اسرائیل، انگلیس) ایجاد شده، همه شاید نگاه محترمی پشتش داشته باشد اما در روایت جای نگرفته، چون دقایقی بعد در کنار یک ملودرام سردگم و در خانه میترا و ایرج قرار می گیرد و بعد در کنار پناهگاهی که دوربینش مستند است. مخاطب سه لحن را به فاصله کم در کنار هضم نمی کند .مدرسه کمدی دارد کمدی سیاه، پناه‌گاه رئالیته ترین وجه ماجراست و میزانسن‌های محترمی هم دارد، خانه هم که رهاترین بخش داستان است.    به عبارتی میشد از فضاسازی مصنوع فیلم و از داستان فقیر فیلم گذشت و دلخوش به تازگی‌های احتمالی‌اش شد، اما حتی عشق نوجوان‌های فیلم را هم خیلی بکرتر در «درخت گلابی» دیده بودیم، فضای دهه شصت را هم در «سیانور»، «نهنگ عنبر»، «آباجان». دیالوگ‌بازی های میترا و ایرج را هم در «ایتالیا ایتالیا» دیده بودیم و اغراق‌های مدیر مدرسه را هم در بیشمار تئاترها و کمدی‌ها. چه بد که هیچکدام این‌ها تازه نیست. معادی حتما می داند تب نوستالوژی چندین سال است که باب شده و خیلی از عناصرش خرج شده. «بمب» نمی تواند نوستالوژی را ابزار حرف‌های قشنگش کند و حرف‌های قشنگ در غیبت داستان مقهور اشیا می شوند.فضا سازی که آن و روایت هم که این! می دهد فیلمی که خیلی خوشبینانه در نهایت معمولی است. هر چند که اهمیت گفت و گو و عشق را یادمان بیاورد. هر چند که دغدغه‌های خوبی داشته باشد و لابه لای نوستالوژی بازی‌هایش بخواهد خشونت جنگ و دهه 60 را یادمان بیاورد، موسیقی خوب، طراحی لباس خوب، ایده هایی چون کراوات بستن در خیابان، گیلکی خواندن آن معلم مدرسه و بیم ها و امیدها و تخته نرد در پناهگاه، همه محترم و قابل ستایش است اما ضعف‌های «بمب» را پوشش نمی‌دهد، گو این که کسی برای دیدن چند ایده درخشان یک فیلم نمی‌بیند مثل همان‌هایی که برای یک دکمه کت نمی خرند.