counter create hit
اخبار پزشکی

نظر ها:

مطالب مرتبط:
۱۰ وسیله ضروری بهداشتی آقایان

۱۰ وسیله ضروری بهداشتی آقایان

۱۰ وسیله ضروری بهداشتی آقایان سایت سلامتبخش مقالات پزشکی و بهداشتی میهن مگ: وسایل ...

محققین با تولید و تزریق سلولهای قاتل سرطان به بدن بیماران می توانند سلول های سرطانی خاص را نابود کنند

محققین با تولید و تزریق سلولهای قاتل سرطان به بدن بیماران می توانند سلول های سرطانی خاص را نابود کنند

محققین با تولید و تزریق سلولهای قاتل سرطان به بدن بیماران می توانند سلول های سرطانی خاص را نابود کنند & سایت سلامتبخش مقالات پزشکی و بهداشتی میهن مگ: مح ...

۱۶ دانشگاه پزشکی ایران در جمع برترین ها +جدول

۱۶ دانشگاه پزشکی ایران در جمع برترین‌ها +جدول

تشریح دستاوردهای بیست و هفتمین کنگره بین المللی چشم پزشکی ایران

به گزارش خبرگزاری مهر، دکتر علی صادقی طاری به جزئیات برگزاری بیست و هفتمین کنگره بین المللی انجمن چشم پزشکی ایران اشاره کرد و افزود: در این کنگره ۱۹ مهمان خارجی از آمریکا، انگلستان، فرانسه، بلژیک، هلند، سنگاپور، ترکیه و هنگ کنگ، در ارتباط با وضعیت بیماری های چشم ...

با سوزش های سردل چه کنیم؟

با سوزش های سردل چه کنیم؟

با سوزش های سردل چه کنیم؟ -آکا سایت سلامتبخش مقالات پزشکی و بهداشتی با سوزش های سردل چه کنیم؟ ...

بیماری هایی که آقایان را تهدید می کند

بیماری هایی که آقایان را تهدید می کند

بیماری هایی که آقایان را تهدید می کند -آکا سایت سلامتبخش مقالات پزشکی و بهداشتی بیماری هایی که ...

آسم و ریفلاکس معده (GERD)

آسم و ریفلاکس معده (GERD)

آسم و ریفلاکس معده (GERD) -آکا سایت سلامتبخش مقالات پزشکی و بهداشتی آسم ...

آلرژی های غذایی در اطفال

آلرژی های غذایی در اطفال

آلرژی های غذایی در اطفال سایت سلامتبخش مقالات پزشکی و بهداشتی آلرژی ...

فواید و مضرات مرطوب کردن هوای منزل

فواید و مضرات مرطوب کردن هوای منزل

فواید و مضرات مرطوب کردن هوای منزل سایت سلامتبخش مقالات پزشکی و بهداشتی فواید و مضرات ...

کمردرد مهمترین عامل ناتوانی

کمردرد مهمترین عامل ناتوانی

کمردرد مهمترین عامل ناتوانی -آکا سایت سلامتبخش مقالات پزشکی و بهداشتی کمردرد مه ...

آموزش ماساژ و تقویت قوای جنسی

آموزش ماساژ و تقویت قوای جنسی

آموزش ماساژ و تقویت قوای جنسی سایت سلامتبخش مقالات پزشکی و بهداشتی آموزش ماساژ و تقویت قوای جنسی ...

خواص نمک و سرکه

خواص نمک و سرکه

خواص نمک و سرکه -آکا سایت سلامتبخش مقالات پزشکی و بهداشتی خواص نمک و سرکه ...

تاثیر نماز بر کاهش سکته قلبی و مغزی

تاثیر نماز بر کاهش سکته قلبی و مغزی

تاثیر نماز بر کاهش سکته قلبی و مغزی سایت سلامتبخش مقالات پزشکی و بهداشتی تاثیر نماز بر کاهش ...

شایع ترین علت بروز کیست و تومور در دهان

یک جراح دهان، فک و صورت ‌در مورد تومورها و کیست‌های ناحیه دهان، اظهار داشت: شایع‌ترین دلایلی که در تشکیل کیست‌ها و تومورها دیده می‌شود، عامل عفونی است که به‌ دنبال آلوده شدن پالپ دندان‌ها و در انتهای ریشه دندان و در داخل استخ ...

6 ماده غذایی برای مبارزه با سرطان ریه

6 ماده غذایی برای مبارزه با سرطان ریه

از طریق برخی تغییرات در سبک زندگی خود می توانید احتمال ابتلا به سرطان ریه را کاهش دهید، که البته بزرگترین تغییر در این زمینه ترک سیگار محسوب می شود. احتمالا از این تغییر کلیدی آگاه هستید، اما آیا می دانستید که برخی مواد غذایی نیز می توانند خطر ابتلا به این س ...

بررسی وضعیت اجرایی طرح تحول نظام سلامت در حوزه آموزش علوم پزشکی

به گزارش حوزه پارلمانی گروه سیاسی خبرگزاری آنا، دفتر مطالعات اجتماعی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی طی گزارشی با عنوان « بررسی وضعیت اجرایی طرح تحول نظام سلامت در حوزه آموزش علوم پزشکی» به بررسی اجرای طرح تحول نظام سلامت در این حوزه پرداخت. این گزارش می‌افز ...

واحد اورژانس و فوریت های پزشکی دانشگاه تربیت مدرس افتتاح شد

مراسم افتتاح واحد فوریت های پزشکی دانشگاه تربیت مدرس امروز سه‌شنبه 21 آذرماه با حضور مسئولان دانشگاه در ضلع شمالی ساختمان مرکزی برگزار شد.به گزارش ایسنا، دکتر اصلاحچی معاون دانشجویی دانشگاه تربیت مدرس در مراسم افتت ...

وقتی تخم مرغ، گوشت و شیر «مسموم»تان می کنند | یک مسمومیت غذایی کُشنده

وقتی تخم مرغ، گوشت و شیر «مسموم»تان می کنند | گوشت، تخم مرغ، شیر؛ چه کسی فکرش را می کند اینها بنوانند باعث مسمومیت و مرگ آدم بشوند؟ راستش این است که سالمونلا می تواند تخم مرغ، گوشت و شیر را مسموم کند، آنها هم شما ر ...

نکته! این مطلب توسط هوش مصنوعی ایجاد شده است. لطفا نظر خود را در رابطه به این مطلب در صفحه تماس با ما در میان بگذارید.

ماجراجویی کمک از رسول خدا (ص) را دوست دارم!

ماجرای کمک امام زمان (ع) به مرد عاشق!

به گزارش یک راهنمای سفر قرض گرفته شده از بار رایگان قرآن در خانواده و یا گروه فرهنگی در, باشگاه روزنامه نگاران جوان ... این یک داستان در مورد یک مورد علاقه فرد ، او گفت: به منظور ریختن چه کار می کند اما در پایان با توسل به امام حسین (ع) است. افزود: امام زمان (عج) از این بیماری ایجاد قاطع پایان هفته. نکات بسیار فکر تغییر و تحول در این داستان وجود دارد. پس از او رسول خدا هر کسی می تواند باشد (این است که خاص عرفا یا خواص) و ثانیا برای دیدار حضرت لازم نیست به درخواست بسیار evansi. ظاهرا کیفیت درخواست مهم است نه نوع از تقاضا است. که همه شما می خواهید من به طلب. شیخ باقر کاظمی محله در نجف اشرف گفت: در نجف اشرف مرد مومنی بود که شیخ محمد حسن, تخت, نام خود را. گفت: selleck, پسر با STI. بیمار شد و در تنگدستی و فقر و احتياج زندگی می‌کرد. حتی قوت و غذای روزانه خود را نداشت و بيش تر اوقات به خارج نجف در بيابان نزد اعراف اطراف نجف می‌رفت تا اين که قُوت و آذوقه ای برايی خود تهيه کند امّا آنچه به دست می‌آورد او را کفايت نمی‌کرد . با همين حال, سخت دوست داشت با دختری از اهل نجف ازدواج کند که عاشق او شده بود و او را از خانواده‌اش خواستگاری کرده بود اما فاميل های آن زن، به سبب فقر و تهی‌دستی شيخ، به او جواب مثبت نداده بودند و او از جهت اين ابتلا در همّ و غمّ شديد بود. هنگامی که تهی دستی و بيماری او شدت يافت و از ازدواج با آن زن ناامید شد تصميم گرفت چهل شب چهارشنبه به مسجد کوفه رود تا بلکه حضرت صاحب الامر (عجل اللّه فرجه) را از ناحيه‌ای که نمی‌داند ببيند و مراد خود از او بگيرد. شيخ باقر می‌گويد: شيخ محمد گفت: «من چهل شب چهارشنبه مواظبت کردم بر رفتن به مسجد کوفه! هنگامی که شب آخر فرا رسيد شب زمستانی و تاريکی بود و باد تندی می‌وزيد و کمی هم باران می‌باريد و من هم در دکّه‌های درب ورودی مسجد کوفه يعنی دکّه شرقی مقابل در اول که هنگام ورود به مسجد طرف چپ است نشسته بودم و نمی‌توانستم به سبب خونی که در اثر سرفه از سينه‌ام می‌آمد به داخل مسجد روم و با من هم چيزی نبود که خود را از سرما حفظ کنم و اين وضعيت، سينه ام را تنگ کرده و بر غم و غصه من شدت بخشيده و دنيا در چشمم تيره شده بود و با خود فکر می‌کردم که اين ۳۹ شب به پايان رسید و اين آخرين شب است و من کسی را نديدم و چيزی هم بر من ظاهر نشد و من گرفتار اين سختی عظيم هستم و اين همه سختی و مشقت و ترس را در اين چهل شب تحمل کردم که از نجف به مسجد کوفه آمدم و حاصل آن ياس و نااميدی از ملاقات و برآورده شدن حاجاتم بود. در همین زمان که در فکر بودم و کسی در مسجد نبود، آتشی روشن کردم تا قهوه‌ای را که از نجف با خود آورده بودم گرم کنم. زيرا عادت به آن داشتم و نمی‌توانستم آن را ترک کنم و قهوه هم بسيار کم بود. ناگهان شخصی را ديدم که از ناحيه در اول, به سوی من می آمد. هنگامی که او را از دور مشاهده کردم ناراحت شدم و با خود گفتم اين عرب بيابانی از اطراف مسجد نزد من آمده است تا قهوه مرا بنوشد و من بدون قهوه در اين شب تاريک  نمی‌توانم بمانم و اين امر هم بر اندوه من اضافه کرد. در اين بين که من در انديشه بودم او نزديک من آمد و به من را به اسم سلام کرد و در برابرم نشست و من متعجب شدم از اين که او اسم مرا می‌داند و گمان کردم از اعراب اطراف نجف است که من نزد او می‌روم . از او سوال کردم از کدام قبيله هستی؟ فرمود: «از بعضي از آنها.» من شروع کردم به شمردن طوايف اعراب اطراف نجف. او در پاسخ جواب می داد: «نه !!» و من هر طايفه‌ای را ذکر می‌کردم او می‌فرمود: «از آنها نيستم.» اين امر مرا خشمگين کرد و به او گفتم: «آری تو از طريطره هستی» و اين را به صورت استهزا گفتم و اين لفظی است که معنی ندارد. او از سخن من تبسّم کرد و فرمود: «چيزی بر تو نيست که من از کجا باشم اما چه چيز سبب شده که تو به اينجا آمده ای؟» من به او گفتم: «برای چه سوال می کنی؟» فرمود: «ضرری به تو نمی رسد اگر ما را خبر کنی.» من از حسن اخلاق و شيرينی طبع و گفتار او تعجب کردم و دلم ميل به او پيدا کرد و او هر مقدار سخن می‌گفت محبت من به او زيادتر می‌گشت. براي او سيگار از تتن درست کردم و به او دادم فرمود: «تو بکش من نمی کشم.» در فنجان برای او قهوه ريختم و به او دادم، او گرفت و کمی از آن نوشيد و باقی را به من داد و فرمود: «تو آن را بنوش.» من آن گرفتم و نوشيدم و تعجب کردم که او تمام فنجان را ننوشيده بود اما محبت من هر آن به او زياد می‌شد. به او گفتم:« ای برادر! خداوند تو را در اين شب به سوی من فرستاده تا انيس من باشی.» آيا با من نمی‌آيی که نزد قبر مسلم(ع) برويم و آنجا بنشينيم و با يکديگر صحبت کنيم؟» فرمود: «با تو می‌آيم اما جريان خودت را بگو.» من نیز جریان خود را به او گفتم: «من واقع را برای شما می‌گويم، من در نهايت فقر و نيازمندی هستم. از آن وقتی که خود را شناختم و با اين فقر مبتلا به سرفه هستم و سال هاست که خون از سينه ام بيرون می‌آيد و معالجه آن را نمی‌دانم و به دختری از اهل محلّه مان در نجف اشرف تعلق خاطر پيدا کرده‌ام و به سبب تنگدستی ميسر نشده است که او را بگيرم. گروهی از دوستان مرا مغرور کردند و به من گفتند که در حاجت‌های خود  به صاحب الزمان(عج) متوسل شو و به همین خاطر چهل شب چهارشنبه در مسجد کوفه بيتوته نما که او را خواهی ديد و حاجت تو را برآورده سازد و اين آخرين شب از چهل شب است و من در اين شب چيزی نديدم و در اين شب ها من تحمل مشقت های زيادی کردم و اين سبب آمدن من و اين خواسته ها و حوائج من می‌باشد.» آن شخص در حالی که من غافل بودم و توجه نداشتم به من فرمود: «اما سينه ات خوب شد و اما آن زن را به زودی می‌گيری و اما تهی دستی و فقر تو باقی می‌ماند تا از دنيا بروی.» من هيچ توجه به اين سخنان نداشتم و به او گفتم: «به کنار قبر مسلم نمی‌روی؟» فرمود: «برخيز»، برخاستم و متوجه جلوی خود بودم. هنگامی که وارد زمين مسجد شدم به من فرمود: «آيا نماز تحيت مسجد نمی خوانی؟» گفتم: «چرا می‌خوانم»، سپس او نزديک شاخص که در مسجد است ايستاد و من هم پشت سر او به فاصله ايستادم و تکبيرة الاحرام گفم و مشغول قرائت سوره فاتحه شدم. من مشغول نماز بودم و سوره حمد را می‌خواندم. او نيز فاتحه را قرائت می‌نمود اما من قرائت احدی را همانند او از زيبايی نشنيده بودم. در آن هنگام با خود گفتم: «شايد اين شخص صاحب الزمان (ع) باشد و ياد سخنان او افتادم که دلالت بر آن می‌کرد.» هنگامی که اين مطلب در دلم خطور کرد, آن بزرگوار در حال نماز بود. ناگهان نور عظيمی او را احاطه کرد که ديگر شخص آن بزرگوار را به سبب آن نور نمی‌ديدم اما او همچنان نماز می‌خواند و من صدای او را می‌شنيدم. بدنم به لرزه افتاد و از ترس نمی‌توانستم نماز را قطع کنم. پس نماز را به صورتی که بود تمام کردم و نور از سطح زمين به بالا متوجه شد و من ندبه و گريه می‌کردم و از سوء ادبم با او در مسجد معذرت خواهی می‌نمودم. به او گفتم: «شما صادق الوعد هستيد و مرا وعده داديد که با من نزد قبر مسلم برويم»، در آن هنگام که با آن نور تکلم می‌گفتم ديدم آن نور به سمت حرم مسلم حرکت کرد و من نیز با او حرکت کردم. آن نور داخل حرم شد و در بالاي قُبّه قرار گرفت و همچنان بود و من گريه و ندبه می‌کردم تا فجر دميد و آن نور عروج کرد. هنگامی که صبح شد متوجه قول او شدم که فرمود: «سينه ات خوب شد.» ديدم سينه‌ام صحيح و سالم است و ديگر سرفه نمی‌کنم و يک هفته بيش نگذشت که خداوند گرفتن آن زن همسايه را آسان کرد و از جايی که گمان نمی‌کردم فراهم شد. اما فقر و تهی‌دستی‌ام همچنان باقی ماند همان‌طور که حضرت صاحب الزمان (صلوات اللّه و سلامه عليه و علي آبائه الطاهرين) خبر داده بود. منبع:امام مهدی، نظری منفرد، حکايت ۱۰