counter create hit
هنرهای نمایشی فرهنگ

نظر ها:

مطالب مرتبط:

فیلم همه می دانند جدیدترین ساخته اصغر فرهادی همراه با سنت شکنی جشنواره کن ۲۰۱۸ را افتتاح می کند

به گزارش آسمونی:برای ایران و ایرانی افتخار بسیار بزرگی است که فیلم سینمایی اسپانیایی زبان همه می دانند آخرین ساخته ی اصغر فرهادی کارگردان پرآوازه که تاکنون دو بار موفق به دریافت جایزه ی اسکار شده است، قرار است آغازگر هفتاد و یکمین جشنواره ی کن ۲۰۱۸ باشد. برای ایران ...

سریال بازگشت؛ داستان سریال بازگشت و عکس های بازیگران این سریال

عکس بازیگران سریال بازگشت داستان سریال بازگشت شبکه سوم سریال بازگشت به کارگردانی حسین نمازی که فیلم سینمایی آپاندیس را در کارنامه خود دارد در حال ساخت و تولید می باشد. این سریال بر اساس طرحی از حمید نعمت الله و معصمومه بیات است و فیلمنامه این سریال در 20 قسمت نوشته ...

ستاره سرخ ها رفتنش از پرسپولیس را تایید کرد!

داستان نیمکت نشینی های ستاره پرسپولیس به سریال دنباله داری تبدیل شده است و او با وجود اینکه همیشه در لیست 18 نفره تیمش قرار می گیرد ولی به بازی گرفته نمی شود. ...

مدیران کل جدید دفتر حقوقی و خدمات آرشیوی کتابخانه ملی معرفی شدند

رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران طی احکامی مدیران کل جدید «دفتر حقوقی و امور استان ها» و «خدمات آرشیوی» این سازمان را منصوب کرد.

تدوین گزارشات تراریخته و آلودگی رودخانه ها در کمیسیون اصل 90 مجلس

تدوین گزارشات تراریخته و آلودگی رودخانه ها در کمیسیون اصل 90 مجلس

نایب رئیس کمیسیون اصل 90 از تدوین گزارشات تراریخته و آلودگی رودخانه های شمال کشور در کمیسیون متبوع خود خبر داد.

تهدید نتفلیکس به خروج از کن | دعوا به اوج رسید

همشهری آنلاین: پس از خودداری مدیران جشنواره کن از پذیرفتن فیلم های تولیدی شبکه های تلویزیونی در بخش مسابقه، مدیران شبکه نتفلیکس تهدید کردند پنج فیلم خود را از بخش های مختلف کن ۲۰۱۸ بیرون می کشند. ...

بازیگر برنده اسکار روزنامه استرالیایی را به دادگاه کشاند

جفری راش بازیگر استرالیایی برنده اسکار بعد از انتشار مقاله نشریه «تلگراف» مبنی بر اتهام بدرفتاری، عملا زمین گیر شده است. بنا به شهادت مشاور حقوقی این بازیگر 66 ساله، راش اشتهایش را از دست داده و به ندرت غذا می خورد. در متن شکایتی که امروز تسلیم دادگاه فدرال شده آمده است ...

اسناد انحراف جنسی ترامپ در دستان اف.بی.آی

ماموران اف.بی.آی، روز دوشنبه به دفتر مرکزی «راک فلر» و اتاق متعلق به «مایکل کوهن»، وکیل شخصی و قدیمی پرزیدنت ترامپ در هتل هجوم برده و اسناد و مدارک اقتصادی، ایمیل ها و مدارک مربوط به موضوعات مختلف ازجمله پرداخت پول به یک بازیگر پورن را ضبط کرده اند. ...

خبرهای پشت پرده فاش شد ! آقای مدیر حق حضور در تمرین را ندارد !

اخبار پشت پرده حکایت از آن دارد که سرمربی یکی از تیم های بحران زده و پر مشکل لیگ که دل خوشی از جریانات حاکم ندارد،مدیر باشگاه را سر تمرین راه نمی دهد. پیش از این مربی مربوطه با آقای مدیر باشگاه رابطه ای حسنه داشت اما وقتی همه متوجه شدند طرف فقط حرف و طبل ...

انتشار رمان جدید خالق ارباب حلقه ها

انتشار رمان جدید خالق ارباب حلقه ها

همشهری آنلاین: آخرین رمان «جی آر.آر تالکین» نویسنده مطرح انگلیسی خالق «ارباب حلقه ها» و «هابیت» سال آینده میلادی روانه بازار کتاب خواهد شد. ...

استوری چهره ها در اینستاگرام (۲۲۴)

استوری اینستاگرام چهره ها را از بهاره افشاری کارگردان مستند سریک تا ترلان پروانه بازیگر فیلم فراری را ببینید . نوشته استوری چهره ها در اینستاگرام (۲۲۴) اولین بار در فرهنگی پدیدار شد. ...

اشکان خطیبی با «پنج ستاره» در تلویزیون

بعد از اتمام ایام نوروز پخش مسابقه «پنج ستاره» به روال عادی خود بازمی گردد.

توضیح رئیس هیئت فوتبال مشهد درمورد برنامه هایش برای حفظ تیم پدیده

محمد مهدی برادران درباره اظهارات علی رسولیان، سرپرست معاونت امور اقتصادی استاندار خراسان رضوی در تمرینات تیم فوتبال پدیده مشهد مبنی بر انصراف شرکت پدیده از ادامه تیمداری در فصل آینده رقابت های لیگ برتر بیان کرد: معاون استاندار واقعیت های موجود را به ...

اتفاق تلخ برای بازیگر «پایتخت» هنگام سقوط بالن!

نسرین نصرتی، بازیگر نقش فهیمه در سریال «پایتخت» برای اولین بار از اتفاق تلخی گفت که در صحنه سقوط بالن برایش رخ داد.

منتخب برترین های فوتبال اروپا از نگاه فوتبال ۱۲۰!

کلیپی از برنامه ی فوتبال ۱۲۰ شبکه ورزش ۲۳ فروردین ۹۷ که در “آیتم ترین ها” نگاهی به برترین های فوتبال اروپا در هفته ی گذشته پرداخته است. بهترین گل ها، پاس گل ها، واکنش های دروازبان ها و سایر حرکات جالب در این آیتم قرار گرفته است. پارس فوتبال شما را به تما ...

نکته! این مطلب توسط هوش مصنوعی ایجاد شده است. لطفا نظر خود را در رابطه به این مطلب در صفحه تماس با ما در میان بگذارید.

حاتمی کیا از خانواده که شاهد اسپرم است ؟

حاتمی کیا از خانواده کدام شهید تقدیر کرد؟

گزارش اخبار جهان, ابراهیم حاتمی کیا در مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر ایران وزارت دفاع حسین خان غلامی بود در آغوش گرفت اما این شهید است ؟ شاهدان مدافع حرم کربلایی حسین خان غلامی در فتنه ۸۸ مجروح شدند. بعد از حضور در عراق در برخی از احکام از نوشتن در این شرایط بد اجتماعی و اقتصادی نیز رهبر ما فقط همین نیست که این اشاره به سوزاندن یک شهید برای مردم.... مردم را کلیک کنید. تولد تنها پسر خانواده پرچین هدیه ای از خداوند پس از ۹ سال پس از سوم خواهر, زمانی که بانوان مسلمان به عهد به رسالت پیامبر (ص) در سومین و آخرین فرزند خانواده در ششم فروردین ۱۳۷۳ در پایه پنجم سگ (امید) قرآن است. (پدر او یک افسر ارشد بازنشسته نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و با درجه سرهنگ تمامی  با ۳۲ سال خدمت صادقانه است)  مادرش به دلیل بیم از دوندگی های شناسنامه ای و با واسطه یکی از اقوام، به دلیل اصالت همدانی داشتن، شناسنامه وی را از همدان گرفت و به همین دلیل تاریخ تولد سجلی وی ۱۵ فروردین و صادره از همدان ثبت شده است. حسین معزغلامی (با شهرت های معز و غلامی) از ۱۵ ماهگی با انتقالی پدر به پایگاه قصر فیروزه تهران به تهران آمد و در سال های انتهایی خدمت ایشان، در محله بلوار فردوس اقامت گزید. ازهمان کودکی جذب نیروهای مسجدی و ائمه جماعات مساجد محل شده و در سال های ابتدایی حدود ۲ سال بطور آزاد درس حوزوی در محضر اساتیدی که از محضر آیت الله مجتهدی تلمذ می کردند، میخواند. حسین جان برکف رهبری و جانباز فتنه ۸۸  فتنه ۸۸ و دیدن گریه های سید مظلوم امام خامنه ای، حسین را که تنها ۱۵ سال داشت جذب بسیج کرد و در درگیری با عناصر فتنه در همان سال از ناحیه کتف آسیب دید که هرگز قابل درمان نبود. وی پس از آن مسئول حلقه صالحین بسیج شد و به اذعان اهالی محله، تاثیر شگفت انگیزی روی جوانان داشت. از جذب جوانان منحرف تا جلوگیری از اقدام به خودکشی دوستان و ... با رسیدن به سن دانشگاه و علیرغم برخورداری از رتبه خوب کنکور، وی که در دانشگاه امام حسین(ع)نیز شرکت کرده بود، در سن ۱۸ سالگی به این دانشگاه رفته و با طی مراحل علمی به بهترین نحو و با بالاترین نمرات، به انتخاب خود وارد سپاه قدس شد.  در همان سال های دانشجویی به عنوان آموزش دهنده ارشد به عراق و سوریه اعزام شد و پس از اتمام تحصیلات، با عنوان مشتسار نظامی ۳ مرتبه به سوریه و یکبار به عراق اعزام شده و به خیل مدافعان حدود وطن با نام پر افتخار مدافعان حرم پیوست. رها کردن رفاه ومادیات دنیوی با لبخند یکی از همسایگان وی می گفت:به او گفتم تو از تمکن مالی خوبی برخوردار هستی و همه امکانات مادی برایت فراهم است و در رفاه زندگی می کنی، چطور می توانی این دنیا با آن همه زیبایی و تفریح را رها کنی و خانواده با محبتت را بگذاری و بروی، در جواب من فقط لبخند زد و پاسخی نداد! سرانجام در سومین اعزام به سوریه و در درگیری حما، حسین که تنها دو روز به تولدش مانده بود به آسمان ها پر کشید و به آرزوی دیرینه اش رسید. نحوه شهادت حسین در استان حماه سوریه ۳ تیر به چشم چپ، گونه راست و همان کتفی خورده شد که در فتنه مصدوم شده و وی را به شهادت رساند. به دلیل موقعیت بد حضور وی در سنگلاخ، دندان ها و استخوان پایش نیز هنگام سقوط به زمین شکسته و پیکر وی چند  ساعتی تا برگشت به نیروهای خودی بر زمین مانده بود. هدیه خداوند در هشتم فروردین ماه به خاک سپرده شد و در جوار دوستان شیرمردش در قطعه ۵۰ بهشت زهرای تهران آرام گرفت. تحلیل وصیت نامه روشنگرانه شهید حجت الاسلام پناهیان در تحلیل وصیت نامه وی به دو نکته شاخص وصیت این جوان ۲۳ ساله اشاره کردند: اول اینکه حسین تاکید داشته در شهادتش هیچ نهاد و ارگانی را مقصر ندانیم و این یعنی او صرفا برای ایران و مردمش و جمهوریت و اسلامیت ایران به دستور ولایت رفته است. دوم اینکه می نویسد در شرایط بد اجتماعی و اقتصادی نیز رهبر عزیزمان را تنها نگذارید که این نشاندهنده دلواپسی شهید برای ولایت، مردم و انقلابش است. عنوان سال با سفارش شهید که از مدت ها پیش نوشته شده، شباهت عجیبی دارد... خاطره ای از  دست نوشته های شهید درباره خان طومان وشهید علی آقا عبداللهی  روز عملیات آزاد سازی ارتفاعات مشرف به خان طومان علی که تو مخابرات کار میکرد تحمل نکرده بود و به قول خودش با سلاح و تجهیزاتش فرار کرده بود اومده بود تو روستای حمره روز پر تلاطمی بود ما جلو بودیم به دستور مسلم برگشتم یه تعداد نیرو ببرم تزریق کنم روی تپه ای که روبروی قراصی بود. اون تپه مشرف به خان طومان بود و ما به سختی تونستیم تصرفش کنیم و بمونیم. وقتی برگشتم (به همراه یه ماشین دیگه و یکی دیگه از دوستان) دیدم علی وایساده  سر دوراهی.  تا مارو دید گفت کجا میری داداش؟ گفتم میریم سمت خان طومان گفت میشه منم ببرید؟ گفتم بچه ی کجایی؟گفت من عملیاتی ام.گذاشتنم مهابرات.فهمیدم عملیاته و بچه ها دارن اون جلو عرق میریزن و خون میدن نتونستم بمونم اونجا و فرار کردم اومدم. بهش گفتم مسئولتون اذیتت نکنه. گفت مهم نیست حالا شما منو ببرید یه کمکی بهتون کنم گفتیم پس بشین تو ماشین عقب تویوتا هم نزدیک ده تا سوری نشستن و رفتیم تو راه تیراندازی زیادی بود رسیدیم نیروها رو از تپه کشوندیم بالا و به علی گفتم نیروها رو از فلان جا بچین تک تک پشت یه موضع مناسب آماده باشن.واقعا با دل و جرأت بود و ترسی نداشت از گوله تیراندازی خیلی زیاد بود. به نحوی که نمیشد تکون بخوریم. تو اون شرایط با فریاد گفتم داداش اسمت چیه؟ گفت علی.گفتم بچه هم داری؟ گفت إره اسمش امیره. گفتم پس ابوامیر صدات میکنیم.خیلی هم خوشحال شد ظهر شد و وقت نماز زیر گوله خمپاره و قناصه و تیربار دشمن یه نماز با پوتین و تیمم و نشسته ی مشتی خوندیم هممون تا عصر درگیری ادامه داشت و یکی از بچه هامون بصورت معجزه آسا تیر خورد از پشت سر و از زیر گونه ش اومد بیرون و الانم سالمه.ولی خداروشکر تلفات دیگه ای ندادیم شب که شد هوا خیلی سرد بود. روی اون تپه غیر از یک اتاقک خرابه چیزی نبود برای استراحت. مه همه جارو گرفته بود یه ماشین داشتیم تویوتای تک کابین که جای دونفر بود.سید و من و علی ایرانی بودیم و چهل تا سوری حدودا سید قبلا مجروح شده بود و سرما براش زجراور بود گفتیم نشست تو ماشین به علی گفتم تو هم برو هر دوساعت جابجا میکنیم . هرکاری کردم قبول نکرد. یه بخاری بنزینی جیبی داشت و کیسه خوابم ازم گرفت و رفت زیر ماشین خوابید تا صبح. دیگه دوسه روز دیگه موندیم اونجا و مقاومت کردیم تا خان طومان بطور کامل آزاد شد و وارد خان طومان شدیم. اونجا هم خط تحویلمون دادن و نیرو گذاشتیم و هر شب سرکشی میکردیم با علی  چند شب علی رفت توی اتاق دوربین  از اونجا آتیش رو هدایت میکرد بعد چند شب اومد گفت إقا من از یجا موندن تنفر دارم نمیرم دیگه تو اتاق دوربین و دوست دارم برم تو خط کار کنم با صحبت حلش کرد خلاصه و دوباره با هم میرفتیم تو خط یه بار بهش گفتم تو هم داغون دنبال شهادتیا گفت نه. من برا شهادت نیومدم.اومدم خدمت کنم تا جایی که میتونم یه بار به خونه زنگ زد گفتم به امیر سلام برسون ابوامیر گفت خیلی دلم براش تنگ شده تازه زبون باز کرده دوسه بار مشت و مالم داد تمام خستگی از تنم رفت بیرون.بچه ی ایثارگر و فدا کاری بود. دم از خستگی نمیزد یه بار بهم گفت فلانی چرا انقد لباسات کثیفه. گفتم کثیف بهتره و اصلا وقت نکردم لباس بشورم به زور لباسامو دراورد انداخت تو لباسشویی دستی و برام شستشون خیلی شرمنده ش شدم اون روز تا یه مدت هم باهم بودیم تا اینکه بچه های اطلاعات شناسایی میگشتن دنبال نیروی جوون  ما دوتا رو درخواست دادن که بریم برای کار گشتی شناسایی خوشحال بودیم جفتمون که مسئول لشگر اومد و با رفتن جفتمون مخالفت کرد بار دوم که درخواستمون اومد علی رو موافقت کرد ولی منو نذاشت برم و اون روز جدایی خیلی بد بود. یه شب اومد پیشمون دیدم لباساش تا کمر گلی شده فهمیدم شب قبل رفته بود شناسایی پوتینشم داغون شده بود بهم گفت هروقت رفتی شهر یه پوتین خوب برام بخر پولشو میدم بعد دوروز رفتیم برای نیروها وسیله بگیریم و رفتم مغازه نظامی فروش ئ پوتیناش همه چینی بود و نگرفتم خلاصه مجبور شد از پشتیبانی پوتین بگیره و بپوشه(ناگفته نماند که از قیافه پوتینای پشتیبانی بدش میومد. هم علی و هم من. جفتمونم از تهران پوتین خودمونو برده بودیم) روحش شاد و راهش چراغ هدایت همگان باشد. انشالله منبع: شهید نیوز