×

برچسب ها:
موضوعات مرتبط:
مطالب مرتبط:
۱۰ رفتار ظاهراً بی‌ضرر که بی‎وفایی به همسرتان محسوب میشود

۱۰ رفتار ظاهراً بی‌ضرر که بی‎وفایی به همسرتان محسوب میشود

اینکه بدانید از چه راه‌هایی ممکن است به همسرتان خیانت کنید خیلی مهم است. اینجا به ۱۰ رفتاری اشاره می‌کنیم که ممکن است در انتها منجر به خیانت شود. آنها را بدانید و مراقبشان باشید. ممکن است تصور کنید ...

۱۷ راه ساده برای اینکه سخنرانی تاثیرگذار باشید

۱۷ راه ساده برای اینکه سخنرانی تاثیرگذار باشید

در این مقاله تکنیک‌های ساده‌ای به شما معرفی می‌کنیم که از آنها می‌توانید برای موثرتر کردن سخنرانی‌هایتان استفاده کنید. سه قاعده کلی برای بهتر کردن سخنرانی‌تان عبارتند از: ...

کمک‌های اندک، اما ارزشمند شما می‌تواند با تجهیز کلینیک توانبخشی ویژه کودکان اُتیسم، باعث دگرگون شدن زندگی این کودکان و خانواده آنها شود

کمک‌های اندک، اما ارزشمند شما می‌تواند با تجهیز کلینیک توانبخشی ویژه کودکان اُتیسم، باعث دگرگون شدن زندگی این کودکان و خانواده آنها شود

تا وقتی که خودتان یا یکی از اعضای خانواده مبتلا به بیماری دشوار یا مزمنی نشده باشند، نمی‌توانید حدس بزنید که چقدر روند درمان، بیمارداری و تأمین هزینه آنها می‌تواند دشوار باشد. حالا در نظر بگیرید که کودکی داشته ...

آیا برای بچه‌ دار شدن آماده‌اید؟

آیا برای بچه‌ دار شدن آماده‌اید؟

از لحظه‌ای که می‌فهمید باردار شده‌اید یا همسرتان باردار شده است، پدر/مادر شده‌اید. حتی اگر بارداری بی‌نتیجه مانده و منجر به سقط‌جنین شود، خاطره تاثیر شروع یک زندگی جدید همیشه با شما خواهد ماند. چه فرزندتان را به دنی ...

می‌توانید یک روز بدون تلفن‌ همراهتان زندگی کنید؟

می‌توانید یک روز بدون تلفن‌ همراهتان زندگی کنید؟

این روزها زندگی به شدت به گوشی‌های همراه وابسته شده است. هیچکس نمی‌تواند بدون گوشی موبایل خود از خانه بیرون برود و اگر آن را در خانه جا بگذارد، انگار بخش مهمی از خودش را جا گذاشته است. تلفن‌ های همراه ...

وقتی صبرتان لبریز می‌شود چه باید بکنید

وقتی صبرتان لبریز می‌شود چه باید بکنید

اینجا پیشنهادهایی برایتان آورده‌ایم که به صبر از دیدی فراتر از انفعالی نگاه کنید و آن را به یکی از مهمترین مهارت‌های زندگی کردن تبدیل کنید. از زمان‌های خیلی قدیم گفته‌اند که صبر ...

رپورتاژ: چرا درست لباس پوشیدن مهم است؟

رپورتاژ: چرا درست لباس پوشیدن مهم است؟

تحقیقات نشان می دهد بیش از ۹۰ درصد از انسان هایی که روی کره زمین زندگی می کنند براساس ظاهر و بدون داشتن کمترین اطلاعاتی در مورد افرادی که با آنان معاشرت دارند قضاوت می کنند، شاید بی خود نبوده نویسنده مشهور روسی، تولستوی گفته: که وقتی که وارد می شوی لب ...

۵ دلیل برای اینکه همسرتان را مقدم بر والدین تان بدانید

۵ دلیل برای اینکه همسرتان را مقدم بر والدین تان بدانید

اینکه همسرتان در راس لیست اولویت‌هایتان حتی بالاتر از پدر و مادرتان باشد، برای موفقیت زندگی زناشویی‌تان الزامی است. البته این به آن معنا نیست که پدر و مادرتان را دوست نداشته باشید و به آنها احترام نگذارید. فقط به ...

رپورتاژ: ارسال ۲۴ ساعته اوراق و پاکت‌های اداری به صورت درب به درب

رپورتاژ: ارسال ۲۴ ساعته اوراق و پاکت‌های اداری به صورت درب به درب

هر روز کارهای بیشتری اینترنتی می‌شوند. این‌بار شرکت‌های سنتی حمل‌ونقل معروف کشور هم از این موج فراگیر استقبال کرده و با پشتیبانی از سایت مرسوله، تن به یک تغییر بزرگ داده‌اند : «ارسال آنلاین مدارک، پاکت‌های اداری و بسته‌ها» از ...

رپورتاژ: آنتالیا؛پایانی خوش برای تعطیلات تابستانی

رپورتاژ: آنتالیا؛پایانی خوش برای تعطیلات تابستانی

اگر در پی تعطیلاتی بی‌دغدغه هستید، سفری یک‌ هفته‌ای آنتالیای می‌تواند همان چیزی باشد که به دنبالش هستید. این منطقه غذاهایی مختص به خود، بازارهایی تمام نشدنی‌، سواحلی دلربا و مناظری تماشایی‌‌ را عرضه می‌کند . اگر پای صحبت اف ...

ارتباط در زندگی زناشویی: ۳ اشتباه متداول و روش اصلاح آنها

ارتباط در زندگی زناشویی: ۳ اشتباه متداول و روش اصلاح آنها

داشتن ارتباط خوب پایه و اساس زندگی زناشویی است. اگر زوج‌ها بتوانند روش‌های ارتباطی خود را بهبود بخشند، ازدواج‌های بسیاری از جدایی نجات پیدا خواهد کرد. معمولاً ساده‌ترین عادت‌های بد است که زوج‌ها را به م ...

۱۰ دلیل محکم برای اینکه همین امروز سیگار را ترک کنید

۱۰ دلیل محکم برای اینکه همین امروز سیگار را ترک کنید

اگر سیگار می‌کشید، احتمالاً هزاران بار دوستان و خانواده از شما خواسته‌اند که آن را ترک کنید. احتمالاً می‌دانید که سیگار موجب بیماری‌های قلبی، سکته، سرطان، نفخ، برونشیت مزمن و سایر مشکلات جدی برای سلامتی‌تان می ...

نکته! این مطلب توسط هوش مصنوعی ایجاد شده است. لطفا نظر خود را در رابطه به این مطلب در صفحه تماس با ما در میان بگذارید.

پارالمپیک ۲۰۱۶: شیرینِ تلخ

فرانک مجیدی: پارالمپیک هم تمام شد. به عقیده‌ی من، این بازی‌ها همان قدر حائز اهمیت هستند که المپیک. همان‌قدر اصلی و مهم. اراده‌ی یک ورزشکار المپیک ستودنی است و اراده‌ی مضاعفی که یک ورزشکار معلول برای کسب سهمیه‌ی المپیک و مدال در رقابت‌ها به خرج می‌دهد، به طریق اولی غیرقابل توصیف‌تر. در شرایطی که کاروان المپیک ایران در رقابت‌ها با شگفتی، کمتر از حد انتظار موفقیت کسب کرد، اما ورزشکاران پارالمپیکیِ ایران، داستانی متفاوت را رقم زدند. در میان بیش از ۷۲ کشوری که موفق به کسب مدال در رقابت‌های پارالمپیک ۲۰۱۶ شدند، ایران در رده‌ی پانزدهم قرار گرفت. با ۸ طلا، ۹ نقره و ۷ برنز. ۲۴ مدال… با توجه به این‌که در رشته‌هایی مانند دو و میدانی، شنا و شیرجه و ژیمناستیک هیچ نماینده‌ی زنی از ایران، اجازه‌ی حضور در رقابت‌های المپیک  را نمی‌یابد و به این ترتیب، مدال‌آورترین رشته‌ها را از دست می‌دهیم و اساساً نماینده‌ای در رشته‌های شنا و شیرجه و قایق‌رانی از آقایان هم در پارالمپیک حضور نمی‌یابد، به خودیِ خود شانس ایران برای مدال‌گیری کاهش می‌یابد. بنابراین این آمار، با وجود همه‌ی محدودیت‌ها و کمبود نفرات کاروان ورزشی ایران، یک عملکرد فوق‌العاده حساب می‌شود. نوشتن درباره‌ی همه‌ی این فوق‌العاده‌ها، کار بسیار دشواری است. هر ورزشکار حاضر در پارالمپیک، یک مثال بارز از مقاومت و تسلیم نشدن در برابر شرایط و ناامیدی هستند. بی دست، بی پا، بی چشم و همچنان استوار و قوی. هر یک از آن‌ها نمونه‌ای هستند برای این حقیقت که هیچ چیز، هرگز نمی‌تواند در برابر اراده و تلاش انسان مقاومت کند و هیچ ناممکنی وجود ندارد. آن‌ها بیش از بسیاری از ما که در سلامت کامل به سر می‌بریم، می‌توانند و معنای خواستن را درک کنند. می‌خواهم از ورزشکاران خودمان، بیش از همه بنویسم. وضعیت ورزش ما را همه می‌دانیم. از ورزشکاران کاملاً سلامت ما از لحاظ جسمی حمایتی نمی‌شود. گفته‌ام. ولی وقتی به ورزش معلولین فکر می‌کنیم، این تنهایی، بزرگ‌تر است. حتی بیش از ورزشکاران رشته‌ای جز فوتبال. گفتم که ما وزارت ورزش و جوانان داریم، اما اوضاع ورزش ما روزبروز ناامیدکننده‌تر و اسف‌بارتر می‌شود. دکتر حسن روحانی، بارها و بارها بخاطر معرفی وزیر این وزارتخانه به مجلس شورای اسلامی رفت و آمد کرد و دست آخر، رأی اعتماد به وزیری رسید که در جهت عکس شعار دکتر روحانی، نماد «بی‌تدبیری و ناامیدی» است. هر مصاحبه یک جنجال بی‌جا، به نظر من نمی‌تواند کارنامه‌ی قابل‌قبول یک وزیر باشد. عنوان کردن «حد ورزشکاران ما همین است»، یک جمله ی توهین‌آمیز به شعور و توان یک ملت به شمار می‌آید. گفته‌ام و باز می‌گویم که هیچ ارادتی، حتی در کوچک‌ترین مقیاس تعریف، برای کسی که برای آرزوها و توان انسان‌ها «حد» تعیین می‌کند، نداشته، ندارم و نخواهم داشت. فکر می کنم بسیاری با من هم‌عقیده‌اند. ما در شرایطی در این دوره‌ی رقابت‌ها پانزدهم شدیم که خانم «ساره جوانمردی» دو مدال طلا را به تنهایی کسب کرد و خانم «زهرا نعمتی» یک مدال طلا و یک نقره گرفت. این اتفاق بسیار مبارکی برای ورزش ایران است. «سیامند رحمان» دوست داشتنی و بااخلاق، رکوردی تاریخی در رقابت‌های پارالمپیک ثبت کرد که حالا حالاها شکسته نخواهد شد. شیرینیِ این دوره‌ی رقابت‌های پارالمپیک برای ایران از این دیدگاه صدچندان می‌شود که ما دیگر فقط در رشته‌های انفرادی و قدرتی مدال نمی‌گیریم. ورزش‌های تیمی ما گل کاشتند. تیم فوتبال ۵ نفره‌ی نابینایان و تیم فوتبال ۷ نفره‌ی ایران هر کدام یک نقره برای ایران به ارمغان آوردند و گل سر سبد شیرینی‌ها، روز آخر رقابت‌ها بود: طلای ارزشمند تیم والیبال نشسته‌ی ایران. هیچ کلامی نمی‌تواند میزان افتخار من به هموطن بودن با این ورزشکاران خوب را بیان کند. می‌توان تمام‌قد به احترام تک‌تک آن‌ها ایستاد و کلاه از سر برداشت. در دنیایی پر از الگوهای پوشالی، آن ها یک اسوه‌اند. خانم زهرا نعمتی که تسلیم حادثه‌ی تلخ نشد و مفهوم «سرنوشت» را بی‌معنا کرد. ساره جوانمردی که با اعتماد به‌نفس مثال‌زدنی به موفقیتی بزرگ دست یافت. سیامند رحمان که لبخند شیرین و اخلاق نیکویش، بیش از بازوان پرتوان‌ش قابل ستایش است و مرتضی مهرزاد عزیز که مسیری از تنهایی و انزوا، تا بالاترین سکوی جهان در رشته‌ی والیبال نشسته را طی کرد. همه‌ی آن‌ها. کاش می‌توانستم به همه‌ی آن‌ها بگویم که در پس هر مسابقه، چه درسی از شجاعت و امید برای من داشتند و چقدر برای‌م تحسین‌برانگیز هستند. با هر پیروزیِ ایران، شاد شده‌ایم. اما مسابقات تازه شروع شده. دیگر برای همه‌ی ما روشن شده که مسئولان ورزشی، اهمیت چندانی برای ورزش قائل نیستند. آن‌ها بازمی‌گردند، جمع زیادی از مردم می‌فهمند و به استقبال می‌آیند،اما مسئولان ورزشی در خواب‌ند. چه بهتر. موفقیتی که آن‌ها سهمی در ایجادش نداشته‌اند، مسلماً جایی هم برای عکس یادگاری فرمالیته به آن‌ها نخواهد داد. بگذار کسانی با شادیِ بازگشت‌شان شریک شوند، که دغدغه‌ی تماشای مسابقات و دنبال کردن نتایج‌شان را داشتند. این موفقیت برای ورزشکاران و مردمی است که می‌دانند آن‌ها شاید به تنْ معلول باشند، اما هیچ تفاوتی در داشتن رویاهای بزرگ با افراد سالم ندارند. پس مسابقه تازه شروع شده. برای ما، که فراموش نکنیم کار آن‌ها چقدر بزرگ بود و مسابقات آن‌ها را با همان جدیت دنبال کنیم که تورنمنت‌های ورزشیِ بزرگِ دیگر را. چقدر خوب بود اگر این نوشته، تا همان جمله‌ی قبل ادامه می‌یافت. شیرینیِ بسیار موفقیتِ اراده‌ی ورزشکاران مان، ناگهان در بهت اندوه فرو نمی‌رفت و کلمات، همراه با بغض نمی‌شد. اما کنار لب خندان، چشمی اشک‌بار داریم. «بهمن گلبارنژاد»، غمگین‌ترین بخش ورزشی تاریخ المپیک ایران خواهد ماند. تا دیروز، تقریباً هیچ‌کدام از ما گلبارنژاد را نمی‌شناختیم. شهرت و داستانِ الهام‌بخشی که در پس آن است، فقط وقتی شنیدنی می‌شود که یا موفقیتی بزرگ رقم خورده باشد، یا یک تراژدی عظیم. از این جهت، مرتضی مهرزاد و بهمن گلبارنژاد در دو سوی متفاوت ایستاده‌اند. گلبارنژاد، بچه‌ی آبادان بود. هنوز کودک بود که جنگ شروع می‌شود. ۲۰ ساله نشده‌بود که به گفته‌ی رسانه‌ها، ۲۶ تیر ماه سال ۶۷ پای‌ش روی مین می‌رود. فقط یک روز… یک روز پیش از پذیرش قطعنامه‌ی ۵۹۸٫ وزنه‌برداری موفق می‌شود اما آسیب‌دیدگی مزمن کتف، او را از این رشته دور می‌کند. از ورزش جدا نمی‌شود و سراغ دوچرخه‌سواری می‌آید. او در شرایطی به مسابقات پارالمپیک لندن می‌رسد که همسرش مبتلا به سرطان شده‌بود. وقتی در مسابقات جهانی شرکت کرد، همسرش از دست رفت. بعد از سال‌ها برگزاری خوب و خوش پارالمپیک، تراژدی رقم خورده. یک روز پیش از پایان بازی‌ها، او به دردناک ترین شکل ممکن در حین مسابقه جان‌ش را از دست می‌دهد. گردن‌ش می‌شکند و در راه بیمارستان دچار سکته و ایست قلبی م
۱۰ رفتار ظاهراً بی‌ضرر که بی‎وفایی به همسرتان محسوب میشود
بودن با این ورزشکاران خوب را بیان کند. می‌توان تمام‌قد به احترام تک‌تک آن‌ها ایستاد و کلاه از سر برداشت. در دنیایی پر از الگوهای پوشالی، آن ها یک اسوه‌اند. خانم زهرا نعمتی که تسلیم حادثه‌ی تلخ نشد و مفهوم «سرنوشت» را بی‌معنا کرد. ساره جوانمردی که با اعتماد به‌نفس مثال‌زدنی به موفقیتی بزرگ دست یافت. سیامند رحمان که لبخند شیرین و اخلاق نیکویش، بیش از بازوان پرتوان‌ش قابل ستایش است و مرتضی مهرزاد عزیز که مسیری از تنهایی و انزوا، تا بالاترین سکوی جهان در رشته‌ی والیبال نشسته را طی کرد. همه‌ی آن‌ها. کاش می‌توانستم به همه‌ی آن‌ها بگویم که در پس هر مسابقه، چه درسی از شجاعت و امید برای من داشتند و چقدر برای‌م تحسین‌برانگیز هستند. با هر پیروزیِ ایران، شاد شده‌ایم. اما مسابقات تازه شروع شده. دیگر برای همه‌ی ما روشن شده که مسئولان ورزشی، اهمیت چندانی برای ورزش قائل نیستند. آن‌ها بازمی‌گردند، جمع زیادی از مردم می‌فهمند و به استقبال می‌آیند،اما مسئولان ورزشی در خواب‌ند. چه بهتر. موفقیتی که آن‌ها سهمی در ایجادش نداشته‌اند، مسلماً جایی هم برای عکس یادگاری فرمالیته به آن‌ها نخواهد داد. بگذار کسانی با شادیِ بازگشت‌شان شریک شوند، که دغدغه‌ی تماشای مسابقات و دنبال کردن نتایج‌شان را داشتند. این موفقیت برای ورزشکاران و مردمی است که می‌دانند آن‌ها شاید به تنْ معلول باشند، اما هیچ تفاوتی در داشتن رویاهای بزرگ با افراد سالم ندارند. پس مسابقه تازه شروع شده. برای ما، که فراموش نکنیم کار آن‌ها چقدر بزرگ بود و مسابقات آن‌ها را با همان جدیت دنبال کنیم که تورنمنت‌های ورزشیِ بزرگِ دیگر را. چقدر خوب بود اگر این نوشته، تا همان جمله‌ی قبل ادامه می‌یافت. شیرینیِ بسیار موفقیتِ اراده‌ی ورزشکاران مان، ناگهان در بهت اندوه فرو نمی‌رفت و کلمات، همراه با بغض نمی‌شد. اما کنار لب خندان، چشمی اشک‌بار داریم. «بهمن گلبارنژاد»، غمگین‌ترین بخش ورزشی تاریخ المپیک ایران خواهد ماند. تا دیروز، تقریباً هیچ‌کدام از ما گلبارنژاد را نمی‌شناختیم. شهرت و داستانِ الهام‌بخشی که در پس آن است، فقط وقتی شنیدنی می‌شود که یا موفقیتی بزرگ رقم خورده باشد، یا یک تراژدی عظیم. از این جهت، مرتضی مهرزاد و بهمن گلبارنژاد در دو سوی متفاوت ایستاده‌اند. گلبارنژاد، بچه‌ی آبادان بود. هنوز کودک بود که جنگ شروع می‌شود. ۲۰ ساله نشده‌بود که به گفته‌ی رسانه‌ها، ۲۶ تیر ماه سال ۶۷ پای‌ش روی مین می‌رود. فقط یک روز… یک روز پیش از پذیرش قطعنامه‌ی ۵۹۸٫ وزنه‌برداری موفق می‌شود اما آسیب‌دیدگی مزمن کتف، او را از این رشته دور می‌کند. از ورزش جدا نمی‌شود و سراغ دوچرخه‌سواری می‌آید. او در شرایطی به مسابقات پارالمپیک لندن می‌رسد که همسرش مبتلا به سرطان شده‌بود. وقتی در مسابقات جهانی شرکت کرد، همسرش از دست رفت. بعد از سال‌ها برگزاری خوب و خوش پارالمپیک، تراژدی رقم خورده. یک روز پیش از پایان بازی‌ها، او به دردناک ترین شکل ممکن در حین مسابقه جان‌ش را از دست می‌دهد. گردن‌ش می‌شکند و در راه بیمارستان دچار سکته و ایست قلبی می‌شود. حالا از گلبارنژاد با آن‌همه تلاش و صبر و مقاومت، فقط چمدانی برمی‌گردد. جنگ داستان تلخ و نامنصفانه‌ای بود که سرنوشت او و بسیاری را متفاوت رقم زد. ۲۸ سال پس از پایان جنگ، او هر روز جنگید. تا لحظه‌ی آخر که نفس کشید. جنگ برای یک جانباز هرگز تمام نمی‌شود. این اندوه، جبران ناشدنی است. شجاعت او را هرگز فراموش نمی‌کنیم و از یاد نمی‌بریم که در لحظات آخر، لباسی با نقش پرچم ایران بر تن‌ش بود و برای پرچم‌ش می‌جنگید. مثل همه‌ی ورزشکاران ما در پارالمپیک، اما با پایانی پر از اندوه و بغض… نوشته پارالمپیک ۲۰۱۶: شیرینِ تلخ اولین بار در یک پزشک پدیدار شد.