counter create hit
توپ و تور رابطه و ازدواج چهره ها و سلبریتی ها فوتبال و تور

نظر ها:

مطالب مرتبط:

طاهری: به دنبال یک دروازه بان و برطرف کردن نقاط ضعف تیم هستیم

به گزارش وانانیوز،  به نقل از سایت سپاهان، طاهری با اعلام این مطلب اظهار داشت:همه کارنامه این دو مربی که هر دو از سپاهانی های با سابقه هستند را می دانند. امیدواریم تاثیرات مثبت این تقویت و تغییرات در کادر فنی را به خوب ...

بازخوانی یک پرونده جنجالی؛/ ماجرای عجیب درگیری در دربی منچستر

جزئیات جدیدی از پرونده درگیری شدید در تونل استادیوم الدترافورد میان ستارگان سیتی و یونایتد فاش شده است.

جلسه تاج و ناظم الشریعه برای جام ملت های فوتسال آسیا

اعضای کمیته فنی فدراسیون فوتبال درباره وضعیت تیم های ملی بحث و گفت وگو کردند که از مهم ترین مباحث آن تعیین نقشه راه تیم ملی امید بود.

دفاع تمام قد سرمربی قرمزها از ستاره ای که انتقادات را برانگیخت

ونگر سرمربی آرسنال انگلیس درباره وضعیت ژیرو گفت: گل های زیادی که می خوریم؟ ما تیمی هجومی هستیم و نتایج بستگی به این دارد که چه اندازه گل می زنیم. اما در مجموع می خواهیم آمار دفاعی خود را بهتر کنیم. فوتبال تغ ...

دفاع تمام قد اوانز از مهاجمان وست برومویچ

جانی اوانز مدافع وست برومویچ، دلیل عدم گلزنی تیم را خط حمله نمی داند و معتقد است، درست نیست که فقط مهاجمان سرزنش شوند. اوانز در مصاحبه با skipper، گفته است: به عنوان یک تیم متحد، هم حمله و هم دفاع می کنیم. باید بهتر و بیشتر، مهاجمان را ...

فراخوان جشنواره عروسکی تهران

فراخوان جشنواره عروسکی تهران

خبرگزاری ایسنا به نقل از روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی:  مرضیه برومند ـ دبیر جشنواره بین‌المللی نمایش عروسکی تهران مبارک ـ در مقدمه فراخوان آورده است: "یک دنیا حرف خوب برای گفتن داریم، می خواهیم از عشق بگوییم، از نیکی و زیبایی، از صلح و آرامش و امنیت و آزادی ...

عکس ؛ کاریکاتور ؛ لوکاکو و مورینیو بازنده های اصلی دربی

عکس ؛ کاریکاتور ؛ لوکاکو و مورینیو بازنده های اصلی دربی

شکست ۲-۱ خانگی برابر منچسترسیتی ، اختلاف منچستریونایتد با صدر جدول را به رقم قابل توجه ۱۱ رساند. حواشی پس از این بازی نیز کم سر و صدا نکرد ولی آنچه مسلم است، این است که اگر تنها دو نفر بازنده دربی منچستر شده باشند، آن ها کسی نیستند جز روملو لوکاکو و ژوز ...

علاقه بارسلونا به جذب ستاره خط هافبک لاتزیو

بنابر آخرین اخبار، لوییز آلبرتو هافبک اسپانیایی لاتزیو، در رادار بارسلونا قرار دارد. روز گذشته اوربانو و روبرت فرناندز، نمایندگان باشگاه بارسلونا از نزدیک شاهد شکست ۳-۱ لاتزیو برابر تورینو بودند. به گزارش جانلوکا دی مارتزیو، اتفاقا در بازی روز گذشته، آلبرتو، م ...

ماسکرانو از بارسلونا جدا می شود ؟ ؛ واکنش بارسا به جدایی او

جوزپ ویوس، سخنگوی باشگاه بارسلونا درباره آینده ماسکرانو گفت: احترام زیادی برای ماسکرانو قائلیم و او این احترام را در تک تک سال هایی که برای ما بازی کرده به دست آورده است. اما همان طور که مربی گفت، پس از بسته شدن پنجره نقل و انتقا ...

رقابت تیم های یوونتوس، آرسنال، بایرن مونیخ و اتلتیکو مادرید برای جذب این ستاره

بنابر گزارشات منتشره در اسپانیا، تیم های یوونتوس، آرسنال، بایرن مونیخ و اتلتیکو مادرید تلاش خواهند کرد تا گونسالو گوئدس ، هافبک باشگاه پاری سن ژرمن را که هم اینک به شکل قرضی در والنسیا عضویت دارد، جذب کنند. به گزارش AS، این بازیکن پرتغالی مشتریان زیادی ...

مدیر مرکز ارتباطات و روابط عمومی بانک شهر در میان برترین های روابط عمومی کشور

مدیر مرکز ارتباطات و روابط عمومی بانک شهر به عنوان برگزیده چهاردهمین کنفرانس بین‌المللی روابط عمومی ایران معرفی و " کاپ خلاقیت" را دریافت کرد. به گزارش پارسینه به نقل از مرکز ارتباطات و روابط عمومی بانک شهر، در چهاردهمین کنفرانس بین‌المللی روابط عمومی ایرا ...

بختیار رحمانی رسما به ذوب آهن پیوست+ عکس

بختیار رحمانی رسما به ذوب آهن پیوست+ عکس

به گزارش وانانیوز،  به نقل از سایت  رسمی باشگاه ذوب آهن ،بختیار رحمانی هافبک هجومی تیم فوتبال پیکان تهران با عقد قراردادی رسما به تیم فوتبال ذوب آهن پیوست. این هافبک کرمانشاهی فوتبال ا ...

رشد عاطفی چیست؟

آیا قادرید از او به گونه‌ای مراقبت کنید که یک انسان مسئول و با اعتماد به نفس بار بیاید. آیا می‌توانید او را همچون یک مرد مسئول تربیت کنید؟ این سوالی است که هر مادری با رشد پسرش از خود می‌پرسد.اگر فرزند شما پسر است، حتماً این متن و توصیه‌های زیر را ب ...

کروس : اسکولز بالاتر از جرارد و لمپارد قرار دارد !

تونی کروس روز گذشته گفتگویی کوتاه با هوادارانش در توئیتر داشت و به برخی سوالت مطرح شده از سوی آنان جواب داد، سئوال هایی که شاید تا به امروز پاسخ آن ها را از سوی تونی کروس نمی دانستند. مربی بعدی رئال مادرید: هیچکس خبر ندارد! ...

خبر بد پوچتینو برای هواداران تاتنهام

توبی آلدرویرلد مدافع ۲۸ ساله تاتنهام که در جریان پیروزی ۳-۱ مقابل رئال مادرید در مرحله گروهی لیگ قهرمانان اروپا دچار مصدومیت از ناحیه همسترینگ شد، احتمالا تا فوریه به دور از میادین خواهد بود. به گزارش BBC Sports، در حالی که پیش از این مائوریسیو پوچتینو از غیبت مدافع ...

نوستالژیک ؛ حرکت زشت بازیکن ترکیه ای که برایش گران تمام شد!

در سال ۲۰۱۱ امره بلوزاوغلو بازیکن تیم فنرباغچه و ملی پوش تیم فوتبال ترکیه در بازی با تیم ˈترابوزان اسپورˈ به زوکورا هافبک ساحل عاجی توهین کرده بود که در نتیجه فدراسیون فوتبال ترکیه وی را به خاطر توهین نژادپرستانه به مدت دو ماه از بازی محروم کرد. وی در مدت حضور ...

نکته! این مطلب توسط هوش مصنوعی ایجاد شده است. لطفا نظر خود را در رابطه به این مطلب در صفحه تماس با ما در میان بگذارید.

با اوت chrch; تصویب حاشیه 2006

با همایون شاهرخی؛ از پاس تا حاشیه های 2006

ماهانه-فوتبال جهان - sepehr ممکن است: مرداد chrch ، بازیکن کاپیتان سابق تیم ملی, مربی تیم از ایران و به نمایندگی از تهران. زندگی ورزشی جالب است. زندگی و مسیر وزش باد در سه بخش چگونه به تصویب. حضور او به عنوان یک بازیکن و کاپیتان این تیم و همچنین آموزش در تیم ملی, بخش دوم مدیریت در ایران را می توان به تقسیم.بخش اول- پاس؛ دوره ورود به این تیم همایون شاهرخی پس از این که دوران متوسطه را به پایان رساند، با توجه به علاقه پدر به درس خواندن، به جای کار در بازار، به سمت دانشگاه و تحصیل رفت. او موفقیت را در دانشگاه پلیس در سه راه زندان دید. وارد دانشگاه پلیس شد تا به درجات بالا برسد. او همزمان با یک تیر، دو نشان زد.   با توجه به علاقه ای که به فوتبال داشت، بعد از این که با تیم جوانان تهران در مشهد به مقام قهرمانی رسید، در سال 42 با کشف حسن حبیبی نیز رو به رو شد و سرانجام به پاس تهران پیوست تا مسیر زندگیش تغییر پیدا کند.اوایل دهه پنجاه، شاهرخی به واسطه حضور در تیم پاس، برای تیم ملی ارتش نیز انتخاب و راهی مسابقات جهانی شد. شاهرخی دانشجوی سال اول دانشگاه بود که موفق شد با تیم ملی ارتش در مسابقات قهرمانی جهان، به مقام قهرمانی دنیا برسد.   دو سال آخر فوتبال شاهرخی توام با موفقیت و کسب جام بود. در سال 1355 و 1356 شاهرخی موفقب شد با تیم پاس، قهرمان جام تخت جمشید شود. قهرمانی دوم از زبان شاهرخی شنیدنی است: «قهرمانی جام تخت جمشید به هفته پایانی کشیده بود. یا پرسپولیس قهرمانی را کسب می کرد یا پاس. تیم ما با یک مساوی هم قهرمان این جام می شد. این مسابقه در نهایت با تساوی یک یک به پایان رسید تا دومین قهرمانی پیاپی برای پاس به ارمغان بیاید. در پایان این مسابقه تصمیم گرفتم از فوتبال برای همیشه خداحافظی کنم و با مشورت بزرگان نیز این امر را عملی کردم و رفتم.»     بخش دوم- آغاز مربیگری در پاس و تیم ملی ایران دقیقا چندماه پس از خداحافظی از فوتبال به عنوان بازیکن، شاهرخی به عنوان سرمربی پاس تهران منصوب شد تا خیلی زود وارد عرصه مربیگری شود. شاهرخی دو سال سرمربی پاس بود و دو سال بعد نیز به عنوان دستیار در تیم ملی فعالیت کرد. در همین مدت کوتاه کارنامه قابل قبولی از خود بر جای گذاشت؛ قهرمانی با تیم امید ایران در بازی های آسیایی سنگاپور و همین طور سوم شدن تیم ملی ایران در مسابقات جام ملت های آسیا.   اما پس از انقلاب اسلامی و تعطیل شدن فوتبال در ایران، او تصمیم گرفتادامه مربیگری را در کشورهای حوزه خلیج فارس ادامه دهد. او نزدیک به یک دهه در امارات، الشعب و الاهلی امارات و مدتی هم در کویت مربیگری کرد و مجدا به ایران بازگشت. در سال 1377 سرمربیگری فولاد خوزستان را برعهده گرفت. اما توفیق چندانی کسب نکرد تا بار دیگر به حوزه خلیلج فارس برگردد. بازگشت او به ایران این بار اما همیشگی بود. در سال 1380 به محض حضورش در کشور، پیشنهاد مربیگری پاس را قبول کرد تابار دیگر یکی از قدیمی های این باشگاه روی صندلی مربیگری پاس بنشیند. برنامه او سه ساله بود. دو سال نخست، عملکرد قابل دفاعی از خود بر جای گذاشت. رتبه چهارم و دوم، نتیجه قابل قبولی بود که در سال سوم می توانست منجر به قهرمانی در لیگ شود، اما پیشنهاد سرمربیگری تیم ملی، مضووعی نبود که شاهرخی به سادگی از آن عبور کند. دکتر محمد دادکان نیز سفت و سخت به دنبال حضور او بر روی نیمکت تیم ملی بود و مجبور شد پاس را در ابتدای سال سوم رها کند و به تیم ملی برسد. خودش معتقد است سخت ترین روزهای عمرش را در زمان هدایت تیم ملی ایران اوایل دهه هشتاد تجربه کرده است: «بدترین روزهای عمرم را از همان آغاز سرمربیگری تیم ملی گذراندم، چرا که بسیاری از خبرنگاران (که دلیلش را هنوز هم نمی دانم) بی رحمانه شروع به تخریب من کردند و اجازه نمی دادند کارم را انجام دهم.» او در ادامه از حمایت جالب دکتر  دادکان، ریاست وقت فدراسیون فوتبال نیز تشکر می کند: «وقتی من این حملات خبرنگاران را دیدم، خیلی زود اسععفایم را تقدیم ریاست محترم فدراسیون فوتبال کردم، اما دکتر دادکان مثل همیشه از من حمایت کردند و بعد از چند بار رد کردن استعفایم، سرانجام گفتند مدیریت تیم  ملی را می پذیری با استعفایت موافقت می کنم و همین پیش شرط باعث شد تا به سمت مدیریت تیم ملی برسم.»بخش سوم و پایانی- مدیریت تیم ملی و خانه نشینی بعد از این که حواشی بسیاری برای شخص شاهرخی در تیم ملی به عنوان سرمربی ایجاد کردند، با حمایت دکتردادکان به عنوان مدیر تیم های ملی ایران کار خود را آغاز کرد. در جام ملت های 2004 تا جام جهانی 2006، به عنوان مدیر تیم های ملی، در کنار برانکو ایوانکویچ حضور داشت و شاهد اتفاقات و حواشی این تیم بود. خودش سعی می کند زیاد به این مسائل دامن نزد، اما در گفت و گویی صریح با دنیای فوتبال، از اختلافات علنی بازیکنان در جام جهانی 2006، پرده برداشت. بعد از جام جهانی 2006، شاهرخی به یک باره از فوتبال برای همیشه کنار رفت و البته دلیل قانع کننده ای نیز برای خودش دارد: «علی آبادی، ریاست وقت سازمان تربیت بدنی، که مسئول ردیف اول انتقال پاس به همدان بود، وقتی ما در آلمان و حین برگزاری مسابقات جام جهانیی 2006 بودیم، به قصد تخریب دکتر دادکان، او را از ریاست فدراسیون فوتبال عزل  کرد و از همان جا متوجه شدم دیگر از جنس این فوتبال نیستم. وقتی تیم پاس را هم به همدان منتقل کردند، دریافتم که قرار نیست هیچ عزت و احترامی برای بزرگان این فوتبال قائل شوند و همان جا گفتم خداحافظ و رفتم...». شاهرخی از تصمیمی که بیش از ده سال پیش گرفته، راضی است و به همین دلیل پس از آن حواشی و اتفاقات، دیگر هیچ وقت در برنامه تلویزیونی یا مصاحبه تصویری حضور پیدا نکرد. اسطوره تیم فوتبال پاس به جایی رسید که دیگر خودش را از جنس فوتبال ندانست و رفت...گفت و گو با همایون شاهرخی که در فوتبال ایران گم شده است بازیکنان تیم ملی 2006 با هم اختلافات شدیدی داشتند. همایون شاهرخی، بازیکن، کاپیتان و سرمربی سابق تیم ملی و پاس تهران از معدود پیشکسوتانی است که به هرگونه مصاحبه تلویزیونی و حتی حضوری پاسخ منفی می دهد. اعتقاددارد دیگر از جنس فوتبال نیست و نمی خواهد در مورد اتفاقات و حواشی این ورزش صحبت کند. میگوید از زمانی که پاس را به همدن منتقل کردند و حواشی زشتی که در جام جهانی 2006 برای تیم ملی رخ داد، تصمیم گرفت از فوتبال برود و به زندگی شخصیش برسد. روی حرف خود ماند و حالا بیش از ده سال است که خبری از او نیست.   همایون شاهرخی حرف های ناگفته زیادی در دل خود دارد که هیچ گاه آن را بازگو نکرده است. او در گفت و گو با ماهنامه دنیای فوتبال درخصوص خیلی از اتفاقات دوران ورزشیش صحبت کرد، این که چطور تصمیم گرفت وارد دانشگاه پلیس شود و پس از آن چطور تیم پاس را انتخاب کرد تا اختلافاتش با خداداد عزیزی... نحوه ورود به پاس آقای شاهرخی چه شد که به سمت تحصیل در دانشگاه افسری رفتید؟ آن زمانی که من قصد ادامه تحصیل داشتم، درس خواندن خیلی هم آسان نبود و اکثر بچه های آن دوران بعد از اتمام دوره متوسطه یا حتی کلاس ششم به سمت بازار و کاسبی می رفتند تادرآمدی کسب کنند، اما من و خانواده ام تشخیص دادیم که علم بهتر از ثروت است. بعد از آن که دیپلم گرفتم، به دانشکده پلیس در سه راه زندان رفتم و نثبت نام کردم و مسیر زندیگم به همین ترتیب تغییر پیدا کرد.   چطور با باشگاه پاس آشنا شدید و به این تیم پیوستید؟ به خاطر علاقه ای که به فوتبال داشتم تیم پاس را انتخاب کردم، اما داستان پیوستتنم به پاس هم جالب است. یادم می آید وقتی سال پنجم دبیرستان (سال 1342) با جوانان تهران در مشهد به مقام قهرمانی رسیدیم و همان جا چندین پیشنهاد دریافت کردم، اما به خاطر علاقه ای که به استاد حسن حبیبی داشتم پیشنهاد پاس تهران را قبول کردم و به این تیم ملحق شدمسیستم باشگاه داری پاس در ابتدای راه چگونه بود؟ بازیکنان این تیم باید پیش از ورود به این تیم، در دانشکده افسری یا دانشگاه پلیس فعالیت می کردند یا بازیکنان عادی نیز می توانستند در این باشگاه حضور یابند؟ در مورد تشکیل تیم پاس، فقط افسران و ماموران شهربانی در این تیم حق حضور داشتند و در ابتدا پاس تهران در مسابقات زیرگروهی استان تهران شرکت و مقامی کسب می کرد. اساس تشکیل تیم پاس، ارتباط بین مردم و پلیس بود. با توجه به این که افسران و نظامی ها عضو تیم پاس شده بودند، قبل از این که افسر پلیس شوم و دوره هایم به اتمام برسد، عضو تیم پاس شده بودم.شما یک دوره ای هم عضور تیم ارتش شده بوید و با این تیم به مقام قهرمانی جهان هم رسیدید. اکثر بازیکنان تیم ارتش از تیم پاس و عقاب بودند که دست بر قضا بازیکنان این دو تیم خیلی هم صمیمی نبودند. تیم ملی ارتش مانند تیم نیروهای ستاد مسلح، شکل گرفته بود. افسران و درجه داران شهربانی و ارتش و نیروی زمینی، تیم ملی ارتش را تشکیل داده بودند. تیم عقاب هم بر همین اساس به دلیل ارتباط بین مردم و پلیس شکل گرفت و به دلیل علاقه فرمانده آن زمان، این تیم موازی با پاس راه اندازی شد. اما در مورد صمیمی نبودن بازکینان، من چیزی حس نکردم. دانشجوی سال او بودم که در تیم ملی ارتش حضور پیدا کردم و مقام قهرمانی جهان را یدک می کشم.چرا در سن سی سالگی که اوج فوتبال یک بازیکن است، تصمیم به خداحافظی از فوتبال گرفتید؟ حقیقت امر این است که آن زمان تشخیص دادم که باید در بهترین زمان، بهترین تصمیم را بگیرم. با خودم فکر کردم و با بزرگان آن زمان مشورت کردم و به این نتیجه رسیدم باید در اوج کنار بروم. با این که می توانستم به راحتی چندین سال دیگر هم بازی کنم. اما می دانستیم با کش دادن موضوع، آن انتظاری که از من درزمین مسابقه وجود داشت، کاسته می شد. در هر کاری سعی کردم ابتدا مشورت کنم و سپس تصمیم نهایی را بگیرم. زمانی که تصمیم به خداحافظی گرفتید، مربیان و دوستان تان سعی کردند که شما را منصرف کنند؟ بله اتفاقات دوستانی داشتم که همیشه به بنده لطف داشتند و می گفتند با آمادگی که دارم می توانم باز هم ادامه دهم، ما من یک اخلاقی دارم و آن این است زمانی که تصمیمی را می گیریم، از آن بر نمی گردم.   شما اواسط دهه پنجاه با مجله دنیای ورزش مصاحبه ای داشتید که عنوان کردید با بازیکنان پاس در اردو همدان، با یکی از مغازه داران سر خربرزه درگیر شدیدی ایجاد شد. آن مصاحبه یادتان هست؟ توضیح می دهید؟ از این سوال شما شگفت زده شدم ،چون وقتی این سوال را پرسیدید به یک باره یادم آمد. اتفاقی که نزدیک چهل سال از آن می گذرد. یک سوتفاهمی بود بین ما بازیکنان پاس که آن دوره ملی پوش هم بودیم و آن آقای مغازه دار که بعد از یک جر و بحث بین ما و مغازه دار حل شد.باشگاه پاس قبل و بعد از انقلاب نسبت به مسائل مدیریتی چه تفاوت هایی داشته است؟ مسائل مدیریتی قبل و بعد از انقلاب، تفاوتش از زمین تا آسمان است. قبل از انقلاب همه مسائل مدیریتی سر جای خود قرار داشت. به طور مثال، پاس در کادر خودش و تعویض مربیان (سال 1342) مستقل عمل می کرد. تیمسار صادقی، موسس باشگاه پاس، تا اوایل انقلاب ریاست باشگاه را بر عهده داشت و ثبات مثال زدنی را رقم زده بود.   سرهنگ اسداللهی که از همکاران شما نیز محسوب می شد، اولین مربی پاس بودند که بعدها به علت کهولت سن کنار رفتند و بعد از آن حسن حبیبی، سررمربی شد. بعد از آن هم من سرمربیگری پاس را برعهده گرفتم و وقتی انقلاب اسلامی رخ داد، من برای ادامه مربگیری به کشور امارات رفتم و سال ها آن جا فعالیت می کردم. شاید اگر انقلاب اسلامی رخ نداده بود به دلیل این وقفه ایجاد شده در فوتبال به خصوص در تهران، مدت زمان بیشتری را در تیم خودم، پاس، به مربیگری ادامه داده بودم.   آغاز مربیگری در پاس و تیم ملی چطور شد که به عنوان سرمربی پاس تهران منصوب شدید؟ در مورد سرمربیگری اتفاقات جالبی برای من رخ داد. دوستانم همیشه به بنده لطف داشتندو همیشه یکی از گزینه های سرمربیگری این تیم بودم. در سال 56 که از فوتبال خداحافظی کردم، همان زمان کاندیدای مربگیری تیم ملی جوانان ایران شدم که برای یک دوره مربگیری به آلمان بروم، اما موازی با انقلاب اسلامی بود و این پروژه ها کنسل شد. از آن زمان فدراسیون فوتبال از من خواستند که در تیم ملی حضور داشته باشم. در زمان ریاست تیمسار نوآموز و حسن حبییبی به تیم ملی برگشتم که در مسابقات مقدماتی المپیک مسکو در سنگاپور موفق عمل کردیم و به مقام اول رسیدیم. بازیکنان آن زمان، علی پروین، ناصر عبداللهی و حسین فرکی بودند. سه ماه بعد از آن، در جام ملت های آسیا در کویت سوم شدیم. بعد از آن دوباره به کشور کویت رفتم و مربیگری در آن جا را ادامه دادم. اما هر زمانی که به ایران بر می گشتم، یکی از گزینه های تیم ملی و پاس بودم.در مورد آغاز مربیگری تان در تیم ملی بگوید. پیش از این که در اوایل دهه هشتاد شمسی سرمربی تیم ملی شوم، باز هم پیشنهاد مربگیری برای تیم ملی بزرگسالان را داشتم، اما قبول نمی کردم. تا این که دکتر محمد دادکان به بنده لطف کردند و پیشنهاد سرمربیگری تیم ملی را دادند. آن زمان که در پاس مربیگری می کردم، با همه مربیان تیم ملی ارتباط حسنه ای داشتم و در نهایت یکسالی که در تیم ملی افتخار مربیگری نصیبم شد، سخت ترین روزهای عمرم را گذراندم. بسیاری از جراید برخلاف خواسته ما عمل می کردند و هنوز جانیفتاده، شروع به انتقادات تند و تیز از کادر فنی کردند. بعد از رفتن ما بسیاری از همین دوستان خبرنگار تماس گرفتند و حلالیت طلبیدند.دلیل این انتقادات چه بود؟ باید از خودشان سوال کنید که چرا هنوز همایون شاهرخی که روی صندلی سرمربیگری ننشسته، شروع به کوبیدن کردند. من به همین دلیل و به خاطر همین فشارها استعفا دادم، اما دکتر دادکان نمی خواست با استعفای من موافقت کند. به دکتر گفتم اگر با استعفای من موافقت نکنی خودت را برکنار می کنند، پس بهتر است من بروم تا این فشارها کاسته شود.دکتر دادکان هم به من گفت به شرطی استعفایت را قبول می کنم که مدیریت تیم ملی را پبذیری و من هم قبول کردم که همچنان در تیم ملی باشم، اما تحت عنوان دیگری.دلیل اختلاف شما با خداداد عزیزی چه بود؟ خداداد در مصاحبه ای عنوان کرده بود که کادر فنی از من خواسته تامقابل دانمارک دریبل زیاد بزنم تا روحیه بازیکنان جوان بالا برود. نین موضوعی صحت دارد؟ من هیچ وقت با بازیکنی وارد فاز درگیری و جدل و حاشیه نشدم، چرا که اصلا طرف حسابم هیچ وقت بازیکن نبود. شخصیت من طوری نیست که با بازیکن درگیر شوم. من همیشه طرفدار اصول و نظم بودم. خداداد نیز قبل از این که بازیکن دمن در پاس تهران باشد، شاگردم در فتح بود. داستان خداداد این بود که فدراسیون فوتبال او را شش ماه محروم کرده بود. در سفر و اردویی که با تیم ملی به کشور نیجریه داشتیم، من به دلیل این که خداداد را همراه تیم ملی نبردم، دلخوری هایی پیش آمد، اما دلیل غیبت خداداد، محرومیت او از تیم ملی توسط فدراسیون فوتبال بود و من تابع قانون بودم.شما سال 1358 در هفته دوازدهم جای مجید جلالی را گرفتید. اما در پایان فصل رتبه ای بهتر از یازدهم کسب نکردید. این جا به جایی برای صعود پاس بود. اماموفق عمل نکردید. همیشه هم رقابتی با مجید جلالی داشتید و این اتفاق به نوعی برای شما شکست محسوب نمی شد؟ رفتار و اخلاق من همیشه این موضوع را ثابت کرده و هیچ وقت با مربی دیگری رقابت نکرده ام. پیش از این که پاسخ این سوال را بدهم، باید خدمت شما عرض کنم که آقای جلالی بعد از این که از پاس برکنار شد، چند سال قبل موفق شده بود این تیم را قهرمان لیگ برتر کند. اما پیش از موفقیت پاس توسط جلالی، آقای آجرلو یا بنده صحبت کردند که پاس در حالت سراشیبی سقوط قرار گرفته و بی و تیم را نجات بده. قرار شد قرارداد سه ساله با من بستهش ود که سال اول براساس شناخت، سال دوم برای نتیجه و سال سوم برای قهرمان شدن بجنگیم. سال اول مربیگری من، پاس چهارم شد. در سال دوم حضورم، پاس دوم شد و در سال سوم تیم آماده ای که بسته بودم توسط مربیگری آقای جلالی به مقام قهرمانی رسید. در سال 85 اما شرایط مساعد پیش نمی رفت و برخلاف میل باطنی مجبور شدم هدایت این تیم را برعهده بگیرم. چرا که خودم را یک پاسی می دانستم و با چشمانم دیدم که اگر وضعیت این تیم تغییر نکند، متاسفانه سقوط می کند. ما می خواستیم پاس را از سقوط به دسته دو نجات دهیم و تنها هدف مان در آن سال، همین مسئله بود. با همیت بازیکنان و کادر فنی و مدیریت باشگاه یازدهم شدیم. سال بعد هم که تیم هِبِه شد و تیم را به همدان منتقل کردند.آیا از شما برای واگذاری پاس نظرخواهی کردند؟ جلساتی تشکیل شد که نظرات پیشکسوتان پاس نیز پرسیده شود؟ بعد از پایان فصل در سال 85 ما جلساتی برگزار کردیم که تیم را برای قهرمانی در فصل جدید ببندیم، اما به یک باره به ما اطلاعدادند که پروژه موفقیت کنسل شد و باید تیم به همدان منتقل شود. ما هم مانند همه مردم ایران فقط شنونده بودیم و حق اظهارنظر نداشتیم. چرا که این تصمیم از بالا گرفته شده بود و چاره ای جز پذیرفتن نداشتیم! لازم به توضیح است که اعتراف کنم مدیران وقت پاس نطز مخالف این انتقال به همدان بودند، اما کاری از دستشان بر نمی آمد.   مدیریت تیم ملی و حواشی آن برسیم به مدیریت شما در زمان تیم ملی ایران. در جام جهانی 2006 چه اتفاقاتی افتاد که دادکان برکنار شد؟ حواشی، پیرامون تیم ملی در جام جهانی 2006 تا پیش از تصمیمات وحشتناک علی آبادی اصلا وجود نداشت چون رییس وقت سازمان تربیت بدنی که عامل اصلی انتقال پاس به همدان نیز بود، به دلیل اختلافات شخصی وقتی دکتر دادکان را برکنار کرد، هر کسی پس از این برکناری ساز خودش را زد.   علی آبادی قصد تخریب دادکان را  داشت و پس از بازی دوم، دیگر کت تن ما نبود. نهایت بازیکنان دیگر از ما حرف شنوی نداشتند و اختلاقات شخصی را وارد زمین کردند و مسائلی پیش آمد که همه مردم ایران سنبت به آن واقف هستند. تیم 2006 تا قبل از مصاحبه علی آبادی، یکی از بانظم ترین تیم های تاریخ فوتبال ایران بود و رسم غلط ایرانی است که وقتی می بیند مدیریت قدرت ندارد، سوءاستفاده می کند و از دست ما هم کاری بر نمی آمد.پس دو دستگی بین بازیکنان را تایید می کنید. دو دستگی و پاس ندادن بازیکنان به یکدیگر را نمی توان ثابت کرد، اما اختلاف بین  بازیکنان 2006 بسیار زیاد بود که در نهایت به تیم ملی ضربه زد و آن نتایج کسب شد. خردکردن تیم ملی توسط سازمان تربیت بدنی نتیجه داد و سقوط کردیم. اگر بگویم اختلافات بین بازیکنان وجود نداشت، دروغ بزرگی گفته ام.در جام ملت های 2004، ناجی بداوی و رحمان رضایی وسط مسابقه با یکدیگر درگیر شدند. شما به عنوان مدیر تیم ملی چه برخوردی با این بازیکنان داشتید؟ پس از پایان آن مسابقه که اگر اشتباه نکنم مقابل عمان بود، این دو بازیکن که نام بردید، سرشان را پایین انداختند و وارد رختکن شدند. در آن لحظه ما چیزی به آن ها نگفتیم، ولی پس از دو روز محروم شان کردیم که اگر این دو بازیکن توسط ما محروم نمی شدند، اتفاقات بسیار بدتری برای شان میفتاد. خاطرم هست که از  داخل ایران پیام می دادند که هرچه زودتر این بازیکنان باید از اردوی تیم ملی اخرج شوند، اما خب گاهی باید مدارا کرد. چرا از اواسط دهه هشتاد، دیگر مربیگری نکردید؟ اتفاقاتی که در پاس تهران برایم رخ داد و همین طور انتقال تیم محبوبیم به همدان و همچنین حواشی وحشتناک تیم ملی ایران در جام جهانی 2006، من را از فوتبال زده کرد. فهمیدم که دیگر از جنس این ورزش نیستم و باید کنار بروم. روزگاری پاس کانون توجهات مردم ایران بود اما با چشمانم دیدم که قصد نابودی آن را دارند. وقتی دیدم مسئولین سازمان تربیت بدنی با دکتر دادکان که زندگیش را برای فوتبال خرج کرد، چنین رفتار زشتی یم کننأ، واقعا از خودم بدم آمد.   دیگر نخواستم بمانم و نقشی در این فوتبال ایفا کنم. وقتی پاس را به همدان واگذار کردند، دوستان شاهد هستند که هشدار دادم این تیم بعد از سه سال سقوط خواهدکرد، چرا که سال اول همیشه سال هیجان است. سال دوم، سال ترس و سال سوم، سال سقوط... پس از این که تصمیم به کناره گیری از فوتبال گرفتید، تیم های دیگری بودند که خواهان حضور شما در راس کادر فنی تیم شان باشند؟ بله تیم های بسیاری به بنده محبت داشتند و پیشنهاد سرمربیگری دادند، اما من در ابتدای این صماحبه نیز عرض کردم که وقتی تصمیمی بگیرم دیگر بر نمی گردم. در زندگی شخصی هم همین طور هستم. الان از زندگی راضی هستم و هیچ وقت نیز پشیمان نشدم که چرا این قدر زود از ورزش مورد علاقه ام کنار رفتم به این دلیل که من تمام افتخارات فوتبالی را تجربه کردم. از مدرسه فوتبال تا کاپیتانی و مربیگری در تیم ملی.بازگشت پاس به سطح اول فوتبال ایران، رویا یا واقعیت؟ سوال تلخی ست. امیدوارم این فوتبال به دست افرادی بیفتد که مدیریت بلد باشند. لازم نیست یک مدیر فوتبال حتما ورزشی باشد، همین که مدیریت بلد باشد کافی است. الگوی اصولی ورزش فوتبال باید رشته والیبال باشد که سال ها است بدون حاشیه به سمت جلو حرکت می کند. پاس براساس منطق به وجود آمد و مسئولان وقت سازمان تربیت بدنی، این تیم که یکی از قطب های کشور بود را نابود کردند.   آقای مهاجرانی، اصغر شرفی، مهدی مناجاتی و.. در این ورزش از پاس معرفی شدند و زحمت کشیدند، اما ببینید حالا کجا هستند. تیمی که به دسته دو کشور می رود، با این زد و بندها بعید است که حتی دوباره به دسته یک برگردد، چه برسد به لیگ برتر. حاصل دست رنج خیلی ها با اشتباهات مرگبار و غیرقابل جبران در ورزش کشور تبدیل به سراب شد.