×

برچسب ها:
موضوعات مرتبط:
مطالب مرتبط:

شهر زیرزمینی عجیب دِرونکویو در کاپادوکیه ترکیه

کاپادوکیه در مرکز ترکیه قرار دارد. در اینجا، باد و آب، صخره‌های نرم آتشفشانی را به اشکال عجیبی تبدیل کرده‌اند، صخره‌هایی که روزی مردم باستان آنها را تبدیل به محل اقامتی اولیه برای خود کرده بودند. در سال ...

فروشگاه دیجیک، فروشگاهی جالبی برای انواع وسایل جانبی کامپیوتری، تبدیل و کابل

همان طور که در پست پیش گفتیم، فروشگاه‌های تخصصی نسبت به فروشگاه‌های بزرگ اینترنتی، مزایایی دارند. یکی از فروشگاه‌های اینترنتی که شاید عده قابل توجهی از شما با آن آشنا نباشید، فروشگاه دیجیک است. ...

چرا مایکل فلپس -قهرمان نامدار شنای آمریکا- از شیوه سنتی بادکش گذاشتن استفاده می‌کند؟

امروز برای چندمین بار در فیدخوان و نیز شبکه‌های اجتماعی که دنبال می‌کنم، خبر استفاده مایکل فلپس از شیوه سنتی بادکش گذاشتن را خواندم. متأسفانه برخلاف انتظار من سایت/اکانت/وبلاگی، سؤالی در مورد ...

رپورتاژ: دوره آموزشی «شغل مناسب شما»

شاید یکی از دشوارترین تصمیم‌هایی که ما در زندگی خود می‌گیریم، انتخاب شغل است. متأسفانه بسیاری از ماها، بعد از مدتی، حس می‌کنیم که شغل کنونی‌مان، آن چیزی نبوده که تصورش را می‌کردیم. مثلا: خالی از شور و هیجان یا ...

چگونه این عکس‌های زیبا از مسابقات شنای المپیک برزیل گرفته شدند؟ استفاده از دوربین‌های روباتیک زیرآبی

شاید با دنبال کردن اخبار المپیک ریو ۲۰۱۶، به عکس‌های زیبایی که از مسابقات شنا گرفته شده‌اند، برخورده‌اید. اما این عکس‌های با وضوح بالا که پیداست با استفاده از دوربین‌های زیرآبی گرفته شده‌اند، چطور شکار شده‌اند؟ یکی از شاخص‌ترین عکاسان ورزشی که به برزیل اعزام ...

چرا ما این همه در تشخیص خیره شدن افراد دیگر به خودمان، دقیق هستیم؟

هیلاری کلینتون روی صحنه ظاهر می‌شود، انبوه هواداران حزب در محل همایش ظاهر شده‌اند. ناگهان می‌بینیم که او به تناوب به این سو آن سو می‌نگرد، ظاهرا با برخی ارتباط چشمی برقرار می‌کند و به سمت آنها لبخند می‌زند و اشاره می‌کند. مانند این صحنه را توسط برخی از سخنر ...

ورزشکاران کره شمالی به گوشی‌های گلکسی اس ۷ نرسیدند!

ما نمی‌دانیم که این خبر، خبر بدی برای ورزشکاران کره شمالی است یا نه. چون نمی‌دانیم که اصولا گوشی گلکسی اس ۷ با توجه به نبود اینترنت موبایلی فراگیر در کره شمالی و اصولا محدود ارتباطها در این کشور، به خودی خود به دردی نمی‌خورد. ...

رپورتاژ: تخفیف‌های ۴۶ تا ۷۰ درصدی برای کنسرت‌های مهدی یراحی و مهدی مدرس

سایت تخفیفان از تخفیف‌های ویژه و جذاب برای دو کنسرت بزرگ خوانندگان جوان پاپ کشور خبر داد. بنابر اعلام این سایت، برای بلیت کنسرت مهدی مدرس که در ساعت ۲۱:۳۰ روز چهارشنبه ۲۰ مردادماه در محل سالن میلاد نمایشگاه بین ...

چرا بخش «کسب و کار» را در «یک پزشک» شروع کردیم؟

بخش کسب و کار، بخش جدید سایت «یک پزشک» است. در این بخش می‌کوشیم فروشگاه‌ها، کالاها، خدمات، نرم‌افزارها و روندهایی را که حس می‌کنیم متفاوت، ابتکاری یا کارا و به‌دربخور برای توده مردم هستند، معرفی کنیم. مردم از نظر برخ ...

آیا این عکس اوسین بولت توسط کاربران ایرانی شبکه‌های اجتماعی نیز «میم» می‌شود؟!

اگر از علاقه‌مندان ورزش باشید، به احتمال زیاد می‌دانید که دونده مشهور دوی سرعت جامائیکایی -اوسین بولت- با کسب سومین قهرمانی در دوی صد متر، تاریخ‌ساز شده است. او حالا تنها ورزشکاری است که به این مهم، د ...

به زودی در دوبی: نخستین هتلی که دارای جنگل بارانی در داخل خود خواهد بود

در شرایطی که برخی از کشورها نمی‌توانند از جاذبه‌های موجود خود برای جذب گردشگر بهره کافی ببرند، دوبی همچنان به ساخت جاذبه‌های مصنوعی ادامه می‌دهد. در تازه‌ترین خبر، اعلام شده است که یک هتل به نام Rosemont و یک برج مسکونی بزرگ ...

با این اپلیکیشن می‌توانید فقط با یک عکس، برند لباس یک آدم مشهور یا دوست و آشنا را جستجو و پیدا کنید!

چه بخواهیم و چه نخواهیم، علاقه به زیبایی، متفاوت بودن و در بر کردن لباس‌های نو و مد جدید، در هر جامعه‌ای وجود دارد و تا وقتی این نیاز درونی وجود دارد، شرکت و صنایع مد و زیبایی هم دست از کار نمی‌کشند. اما حتی اگر آدم ساده‌پ ...

درباره‌ی شماره تلفن ۱۲۳ و اورژانس اجتماعی: بدسرپرست، تنهاتر است!

فرانک مجیدی: شاید برخی از شما حرف‌م را شعاری تلقی می‌کنید. این‌که خیلی از ما، همین حالای‌ش هم خیلی خوشبختیم! خب، تا خوشبختی را چطور تعریف کنید. من می‌گویم داشتن تن سالم، نداشتن دغدغه‌ی خانوادگی و بحران تنش در خانه، والدینی که در ا ...

نکته! این مطلب توسط هوش مصنوعی ایجاد شده است. لطفا نظر خود را در رابطه به این مطلب در صفحه تماس با ما در میان بگذارید.

اولین و آخرین مصاحبه منشی ژورف گوبلز (وزیر تبلیغات هیتلر)

به تازگی مستندی در مورد زندگی منشی یوزف گوبلز به نمایش درآمده است و در پی آن روزنامه گاردین مصاحبه جالبی با او انجام داده است که در اینجا در «یک پزشک»، این مصاحبه را بازتاب می‌دهیم: «خیلی به ندرت می‌توانستیم صبح‌ها او را ببینیم.» برونهیلیده پومسل، در حالی که چشمانش را بسته و چانه‌اش را روی دستش گذاشته است، در حال یادآوری خاطرات رئیس سابق‌اش است. از کاخ‌ کوچک‌اش در نزدیکی دروازه براندنبرگ بیرون می‌آمد و از پله‌ها بالا می‌رفت و به وزارتخانه تبلیغات می‌رسید، با همان وقاری که یک دوک از کتابخانه‌اش به دفتر زیبایش می‌رود. او مبلمان زیبای دفتر گوبلز را به یاد می‌آورد، جایی که او به همراه 5 بانوی دیگر، منشی‌ ژوزف گوبلز بودند.  خانم پومسل،‌فرزندان گوبلز را به یاد می‌آورد که مؤدب بودند و با منشی‌ها دست می‌دادند. خانم پومسل 105 سال دارد، او که سال پیش بینایی‌اش را از دست داده، تازه نخستین مصاحبه جامع‌اش را با نشریه گاردین انجام داده است. خودش بر این باور است که تنها چند ماه به پایان زندگی‌اش مانده است. آرزوی او این است که دنیا دوباره مانند گذشته زیر و زِبَر نشود. اما او که شاید آخرین بازمانده از حلقه داخلی رهبری نازی‌ها محسوب می‌شود به خاطر چه سکوتش را شکسته است؟ خودش می‌گوید مطمئنا برای وجدان‌درد این کار را نکرده است، چرا که نقشی در جنایات جنگ نداشته است. او تنها آمار سربازان کشته و زخمی یا زنانی که توسط سربازان ارتش سرخ شوروی مورد تجاوز قرار  گرفته بودند، تایپ می‌کرد. به تازگی در جشنواره فیلم مونیخ مستندی به نام زندگی یک آلمانی به نمایش درآمده است که خلاصه 30 ساعت گفتگو با پومسل است. معمولا آدم‌ها در آخرین روزهای زندگی خود سعی می‌کنند، صادقانه به گناهان خود اعتراف کنند، اما پومسل تایپ کردن اسناد را گناه نمی‌داند و وجدانش آسوده است. به یک جمله کلیدی او در این مصاحبه توجه کنید: «خیلی‌ها این روزها می‌گویند که اگر در زمان حکومت نازی‌های زندگی می‌کردند، علیه آنها می‌ایستادند، گرچه اظهارت آنها بی‌ریا است، اما بر این باورم که آنها اگر درهمان شرایط به راستی قرار می‌گرفتند، چنین کاری نمی‌کردند. بعد از اوج‌‌گیری حزب نازی‌ها همه کشور، افسون شده بود.» «من می‌توانم با ذکر اینکه به سیاست در آن زمان علاقه‌ای نداشتم، خودم را از هر اتهام مبرا کنم، اما واقعیت این بود که در آن دوره ایده‌آلیسم یک جوان می‌تونست باعث شود از چوبه دار آویزان شود.» او فعال ضد نازی و دانشجویی به نام سوفی شول را به یاد می‌آورد که جزو جنبش مقاومت رز سفید بود. این بانو بعد از پخش اعلامیه‌‌های ضد نازی در دانشگاه مونیخ  دستگیر و سپس در فوریه سال 1943 اعدام شد. «یکی از مشاوران مخصوص گوبلز به من گفت که پرونده مربوط به او را جای امنی بگذارم و به محتوای آن نگاه نکنم. من هم نگاه نکردم و از اینکه توانسته‌ام اعتماد او را جلب کنم خشنود بودم. جلب اعتماد در آن زمان برای من نیرویی قوی‌تر از کنجکاوی بود.» پومسل خود را محصول دیسیپلین پروسی می‌داند. پدرش را به یاد می‌آورد که در جنگ جهانی اول، پیکار کرده بود و نظم و انضباط بیش از حدی که اعمال می‌کرد. سال 1942 در 31 سالگی او برای کاری منشی‌گری به وزارت تبلیغات توصیه شد. او به عنوان سریع‌ترین تاپپیست یک ایستگاه رادیویی نمی‌توانست جلوی این شوق بی‌اندازه را بگیرد و در این وزارتخانه استخدام شد. او فیش حقوق مناسب و معافیت مالیاتی‌اش را به یاد می‌آورد، همان طور که یک دوست موقرمز یهودی‌اش به نام اوا لوونتال را از یاد نبرده است. خاطرش می‌آید که یک گوینده بسیار محبوب رادیو  در آن زمان به خاطر گرایشات همجنس‌خواهانه دستگیر شده بود. با این همه او خود را از آنچه در جنگ می‌گذشت، بی‌اطلاع می‌داند. وقتی خانه آنها در یک بمباران ویران شد، همسر گوبلز به او محبت داشت و لباس زیبایی را به او هدیه کرد، او تا آن زمان پیراهنی به آن شیکی بر تن نکرده بود.. او قامت کوتاه، وقار، خوش‌پوشی و ناخن‌های به دقت کوتاه شده‌ی شده گوبلز را به یاد می‌آورد. 18 مارس سال 1943 برای او یک خاطره ماندگار و کلیدی است،  زمانی که گوبلز در اجتماع بزرگی از افرادی که با دقت انتخاب شده بودند، یکی از مشهورترین سخنرانی‌هایش را ایراد کرد. در این سخنرانی او مردم آلمان را به مقاومت و ادامه یک جنگ تمام‌عیار تشویق و ترغیب کرد و گفت که بقای آلمان و اروپای غیر بولشویک به همین پایداری وابسته است. (این سخنرانی را در یوتیوب ببینید) پومسل و دوست زمان کالجش جوز مدعوین این سخنرانی بودند و پشت سر ماگدا گوبلز نشسته بودند. این سخنرانی زمانی انجام شده بود که ارتش آلمان دوران سختی را سپری می‌کرد و  کوتاه‌زمانی از نبرد استالینگراد گذشته بود. پومسل واپسین روزهای هیتلر و دوران اقامت او را در پناهگاه به یاد می‌آورد، زمانی که او در فکر  بردن نوشیدنی‌های الکلی بود با این تصور که با آنها غم و تنش آن دوران سخت به فراموشی سپرده شود. 30 آوریل 1945 هیتلر خودش را کشت و یک روز بعد گوبلز به همراه همسرش خودکشی کرده بود، قبل از آن این دو همه فرزندان خود را کشتند. پومسل بعد از جنگ هم منشی‌گری کرد. در سال 1971 بازنشسته شد. در سال 2005 زمانی که بنای یادبود هولوکاست در برلین رونمایی شد، او برای بازدید از آن از مونیخ به برلین سفر کرد. تنها در ای
چرا بخش «کسب و کار» را در «یک پزشک» شروع کردیم؟
قوی‌تر از کنجکاوی بود.» پومسل خود را محصول دیسیپلین پروسی می‌داند. پدرش را به یاد می‌آورد که در جنگ جهانی اول، پیکار کرده بود و نظم و انضباط بیش از حدی که اعمال می‌کرد. سال 1942 در 31 سالگی او برای کاری منشی‌گری به وزارت تبلیغات توصیه شد. او به عنوان سریع‌ترین تاپپیست یک ایستگاه رادیویی نمی‌توانست جلوی این شوق بی‌اندازه را بگیرد و در این وزارتخانه استخدام شد. او فیش حقوق مناسب و معافیت مالیاتی‌اش را به یاد می‌آورد، همان طور که یک دوست موقرمز یهودی‌اش به نام اوا لوونتال را از یاد نبرده است. خاطرش می‌آید که یک گوینده بسیار محبوب رادیو  در آن زمان به خاطر گرایشات همجنس‌خواهانه دستگیر شده بود. با این همه او خود را از آنچه در جنگ می‌گذشت، بی‌اطلاع می‌داند. وقتی خانه آنها در یک بمباران ویران شد، همسر گوبلز به او محبت داشت و لباس زیبایی را به او هدیه کرد، او تا آن زمان پیراهنی به آن شیکی بر تن نکرده بود.. او قامت کوتاه، وقار، خوش‌پوشی و ناخن‌های به دقت کوتاه شده‌ی شده گوبلز را به یاد می‌آورد. 18 مارس سال 1943 برای او یک خاطره ماندگار و کلیدی است،  زمانی که گوبلز در اجتماع بزرگی از افرادی که با دقت انتخاب شده بودند، یکی از مشهورترین سخنرانی‌هایش را ایراد کرد. در این سخنرانی او مردم آلمان را به مقاومت و ادامه یک جنگ تمام‌عیار تشویق و ترغیب کرد و گفت که بقای آلمان و اروپای غیر بولشویک به همین پایداری وابسته است. (این سخنرانی را در یوتیوب ببینید) پومسل و دوست زمان کالجش جوز مدعوین این سخنرانی بودند و پشت سر ماگدا گوبلز نشسته بودند. این سخنرانی زمانی انجام شده بود که ارتش آلمان دوران سختی را سپری می‌کرد و  کوتاه‌زمانی از نبرد استالینگراد گذشته بود. پومسل واپسین روزهای هیتلر و دوران اقامت او را در پناهگاه به یاد می‌آورد، زمانی که او در فکر  بردن نوشیدنی‌های الکلی بود با این تصور که با آنها غم و تنش آن دوران سخت به فراموشی سپرده شود. 30 آوریل 1945 هیتلر خودش را کشت و یک روز بعد گوبلز به همراه همسرش خودکشی کرده بود، قبل از آن این دو همه فرزندان خود را کشتند. پومسل بعد از جنگ هم منشی‌گری کرد. در سال 1971 بازنشسته شد. در سال 2005 زمانی که بنای یادبود هولوکاست در برلین رونمایی شد، او برای بازدید از آن از مونیخ به برلین سفر کرد. تنها در این زمان و بعد از گذشت 6 دهه بود که یاد دوست یهودی موقرمز خود افتاد. به مرکز اطلاعات رفت و گفت که زمانی دوستی به نام اوا لوونتال داشته است. مردی به اسناد نگاه کرد و گفت که او در نوامبر سال 1943 در اردوگاه آشویتس کشته شده است. ماجرای زندگی گوبلز را پیش‌تر در این پست «یک پزشک» به‌طور کامل برایتان نوشته بودیم. نوشته اولین و آخرین مصاحبه منشی ژورف گوبلز (وزیر تبلیغات هیتلر) اولین بار در یک پزشک پدیدار شد. نوشته اولین و آخرین مصاحبه منشی ژورف گوبلز (وزیر تبلیغات هیتلر) اولین بار در یک پزشک پدیدار شد.