×

برچسب ها:
موضوعات مرتبط:
مطالب مرتبط:
درباره‌ی شماره تلفن ۱۲۳ و اورژانس اجتماعی: بدسرپرست، تنهاتر است!

درباره‌ی شماره تلفن ۱۲۳ و اورژانس اجتماعی: بدسرپرست، تنهاتر است!

فرانک مجیدی: شاید برخی از شما حرف‌م را شعاری تلقی می‌کنید. این‌که خیلی از ما، همین حالای‌ش هم خیلی خوشبختیم! خب، تا خوشبختی را چطور تعریف کنید. من می‌گویم داشتن تن سالم، نداشتن دغدغه‌ی خانوادگی و بحران تنش در خانه، والدینی که در ا ...

رئیس سابق شرکت سازنده بازی «انگری بردز»، گوشی‌های نوکیا را بار دیگر وارد بازار خواهد کرد

رئیس سابق شرکت سازنده بازی «انگری بردز»، گوشی‌های نوکیا را بار دیگر وارد بازار خواهد کرد

همه چیز در حال جور شدن با هم است، تا ما یک بار دیگر گوشی‌های نوکیا را در بازار ببینیم. در ماه می، مایکروسافت بخش خریداری شدن نوکیا را به شرکت FIH Mobile واگذار کرد. این شرکت زیرمجموعه شرکت بزرگ فاکسکا ...

راز آرامش، اطمینان و یقینی که رهبران و مدیران بزرگ به مردم می‌دهند، چیست؟

راز آرامش، اطمینان و یقینی که رهبران و مدیران بزرگ به مردم می‌دهند، چیست؟

کیان گیتی‌گهر: اقتدار در رهبران، همواره یکی از صفات کمیاب و ارزشمند است. ما کلا به اقتدار و قطعیت در کارها و تصمیم‌هایمان نیازمندیم چراکه مغزهایمان برای دریافت چیزهای خوب آمادگی ندارد و این آماد ...

به زودی در دوبی: نخستین هتلی که دارای جنگل بارانی در داخل خود خواهد بود

به زودی در دوبی: نخستین هتلی که دارای جنگل بارانی در داخل خود خواهد بود

در شرایطی که برخی از کشورها نمی‌توانند از جاذبه‌های موجود خود برای جذب گردشگر بهره کافی ببرند، دوبی همچنان به ساخت جاذبه‌های مصنوعی ادامه می‌دهد. در تازه‌ترین خبر، اعلام شده است که یک هتل به نام Rosemont و یک برج مسکونی بزرگ ...

باراک اوباما، تابستان امسال به چه موسیقی‌هایی گوش می‌کرد؟

باراک اوباما، تابستان امسال به چه موسیقی‌هایی گوش می‌کرد؟

سیاستمدارها همان طور که در برخی از مسائل، ذره‌ای از اطلاعات به دنیای خارج ارائه نمی‌دهند و روزنه‌ای به دنیای مخفی آنها نمی‌توان پیدا کرد، بدشان نمی‌آید که چهره‌ای ملموس، مردمی و باورپذیر به دست دهند و گاه نشان دهند که آنها هم مثل دیگر شهروندان ع ...

پیشنهاد فیلم: مردی که بی‌نهایت را می‌دانست- زندگی رامانوجان

پیشنهاد فیلم: مردی که بی‌نهایت را می‌دانست- زندگی رامانوجان

عصر امروز هنگامی که متوجه شدم فیلمی در مورد زندگی سرینیواسا رامانوجان ساخته شده است، خیلی خرسند شدم. این یکی از فیلم‌هایی است که می‌تواند یک عصر داغ و کسل‌کننده تابستانی را دگرگون کند و افقی تازه در بر ...

ورزشکاران کره شمالی به گوشی‌های گلکسی اس ۷ نرسیدند!

ورزشکاران کره شمالی به گوشی‌های گلکسی اس ۷ نرسیدند!

ما نمی‌دانیم که این خبر، خبر بدی برای ورزشکاران کره شمالی است یا نه. چون نمی‌دانیم که اصولا گوشی گلکسی اس ۷ با توجه به نبود اینترنت موبایلی فراگیر در کره شمالی و اصولا محدود ارتباطها در این کشور، به خودی خود به دردی نمی‌خورد. ...

اولین و آخرین مصاحبه منشی ژورف گوبلز (وزیر تبلیغات هیتلر)

اولین و آخرین مصاحبه منشی ژورف گوبلز (وزیر تبلیغات هیتلر)

به تازگی مستندی در مورد زندگی منشی یوزف گوبلز به نمایش درآمده است و در پی آن روزنامه گاردین مصاحبه جالبی با او انجام داده است که در اینجا در «یک پزشک»، این مصاحبه را بازتاب می‌دهیم: «خیلی به ندرت می‌توانستیم صبح‌ها ا ...

معرفی کتاب تراژدی تنهایی به بهانه سالگرد کودتای ۲۸ مرداد

معرفی کتاب تراژدی تنهایی به بهانه سالگرد کودتای ۲۸ مرداد

زیاد گریه می‌کرد، گاهی غش هم می‌کرد. با عصا راه می‌رفت و مدام از درد معده و سردرد گلایه داشت. وقتی ارنست گراس، سفیر آمریکا در سازمان ملل، به همراه ورنون والترز، در هتلی در نیویورک به دیدنش آمدند روی تخت دراز کشیده بود و حال حرف زدن نداشت. والترز تعریف ک ...

با این اپلیکیشن می‌توانید فقط با یک عکس، برند لباس یک آدم مشهور یا دوست و آشنا را جستجو و پیدا کنید!

با این اپلیکیشن می‌توانید فقط با یک عکس، برند لباس یک آدم مشهور یا دوست و آشنا را جستجو و پیدا کنید!

چه بخواهیم و چه نخواهیم، علاقه به زیبایی، متفاوت بودن و در بر کردن لباس‌های نو و مد جدید، در هر جامعه‌ای وجود دارد و تا وقتی این نیاز درونی وجود دارد، شرکت و صنایع مد و زیبایی هم دست از کار نمی‌کشند. اما حتی اگر آدم ساده‌پ ...

آیا این عکس اوسین بولت توسط کاربران ایرانی شبکه‌های اجتماعی نیز «میم» می‌شود؟!

آیا این عکس اوسین بولت توسط کاربران ایرانی شبکه‌های اجتماعی نیز «میم» می‌شود؟!

اگر از علاقه‌مندان ورزش باشید، به احتمال زیاد می‌دانید که دونده مشهور دوی سرعت جامائیکایی -اوسین بولت- با کسب سومین قهرمانی در دوی صد متر، تاریخ‌ساز شده است. او حالا تنها ورزشکاری است که به این مهم، د ...

۱۰ داستان سرگرم‌کننده و جالب درباره‌ی اولین دوره‌ی المپیک مدرن

۱۰ داستان سرگرم‌کننده و جالب درباره‌ی اولین دوره‌ی المپیک مدرن

فرانک مجیدی: هنگامی‌که به بازی‌های المپیک فکر می‌کنیم، پیش از هر چیز، تصویری از مراسم‌هایی با آماده‌سازیِ چند صد میلیون‌دلاری، ورزشکاران حرفه‌ای و رقابت‌های بسیار حساس هستند که همه‌ی جهان را به هیجان می‌آورد و نتایج مسابقات را دنبال می‌کن ...

نکته! این مطلب توسط هوش مصنوعی ایجاد شده است. لطفا نظر خود را در رابطه به این مطلب در صفحه تماس با ما در میان بگذارید.

توصیه فیلم: لانتوری

دیشب فرصتی دست داد تا فیلم لانتوری را ببینم. ترجیح دادم قبل از دیدن فیلم، چیزی در مورد آن نخوانم تا هیچ قضاوت یا انتظار اولیه‌ای از آن در ذهنم شکل نگیرد. راست‌اش آنونس‌های فیلم، چیز خاصی از فیلم را لو نمی‌‌دادند و فقط می‌شد حدس زد داستان فیلم آمیزه‌ای از عشق و خشونت باشد. اما این یک حدس کلی بود و نمی‌توانست دقیقا چیزی را که با آن روبرو شدم، توضیح بدهد. فیلم به صورت شبه‌مستند و گذشته‌نگر، داستان‌اش را روایت می‌کند. ما برخی از کارشناسان و کاراکترهای درگیر در ماجرای فیلم را می‌بینیم که پی در پی ظاهر می‌شوند و با اظهار نظرهایشان، کم کم گره داستان فیلم را برای ما می‌گشایند. این کارشناسان و عوامل، هر یک نماینده لایه‌های خاصی از جامعه ما با پیشینه فکری و جایگاه اجتماعی متفاوت هستند: یک کاسب خرده‌پا دارای تفکرات راست سنتی، یک روشنفکر-شاعر-جامعه‌شناس با سر و وضعی ظاهرا غربی، یک دانشجو صاف و ساده که هنوز برای خود ایدئولوژی خاصی انتخاب نکرده است و …در این بستر، فیلم تقابل یک فعال زن اجتماعی را با یک بزه‌کار دنبال می‌کند. ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که در آن عادت به برقراری گفتگوی پایدار نداریم. مباحثات و گفتگوهایمان، خیلی زود به صحنه مبارزه تبدیل می‌شوند و هر یک از ما می‌پنداریم که حق به تمامی برای ماست. در چنین شرایطی باید ساخته شدن فیلمی مثل لانتوری را مغتنم، به شمار آورد، فیلمی که اجازه می‌دهد بسیاری از دیدگاه‌های متفاوت در مورد مسائل اجتماعی، در کنار هم مطرح شوند. البته قبل از همه اینها، شاید در ذهن شما هم این سؤال مطرح شده باشد که لانتوری از نظر لغوی به چه معناست. جستجویی که بعد از دیدن فیلم انجام دادم، من را به این توضیح رساند: «در قمارخانه ها و کازینوهای قدیمی جنوب ایران مرسوم بوده هر کس می باخته و در ازای آن نمی توانسته از عهده ی تادیه و پرداخت کامل وجه خود برآید، می بایست به مدت چند روز برای فرد برنده و پیروز در قمار، فانوسی حمل می کرده و ای بسا این حمل فانوس به مکان های خلوت تر و کارهای فرومایه تر دیگری نیز می انجامیده و همه اینها برای ایجاد کسر شان در فرد بازنده بوده است. و از همین روی “فانوس کش” یا “فانوس کشی” به عنوان فحش و ناسزا استفاده می شده ! بنابراین اصطلاح “لانتوری” به صورت خلاصه و مجمل، یعنی فردی در مرتبه ی بسیار پایین جامعه!» لانتوری می‌کوشد که گریزی به بسیاری از مشکلات اجتماعی کنونی ایران بزند: عوامل ایجاد بزه، ناتونی ما در جلوگیری از پیدایش جرم، شکاف بسیار وسیع اجتماعی که منجر به ایجاد جوی مملو از نفرت، حسادت و بخل در میان برخی از مردم ما می‌شود، فسادهای اقتصادی گسترده و رانت‌ها، تیره‌روزی ضعفا و سوق داده شدن برخی از آنها به سمت ارتکاب جرم. در خود فیلم از زبان کاراکترهای فیلم متوجه یک نگرانی عمده عوامل ساخت فیلم و در صدر آنها کارگردان و نویسنده فیلم –رضا درمیشیان– می‌شویم. اینکه همه این دغدغه‌ها و جد و جهدها برای نمایش این مشکلات، دست آخر طور دیگری تفسیر شوند: سیاه‌نمایی، برجسته کردن تیرگی‌های جامعه برای کسب موفقیت فیلم در عرصه‌های بین‌المللی و خشنود کردن دشمنان ملت ایران. اما یکی از شاخص‌ترین موضوعات فیلم مسئله قصاص است. فیلم اصلا در پی این نیست که مجازات و قصاص‌های رادیکال مثل اعدام یا ایجاد نقص عضو را تأیید یا رد کند. فقط می‌خواهد بگوید که اینها موضوعاتی قابل بحث و پیچیده هستند که نباید به سادگی به آنها نگریست. در بخش‌هایی از فیلم البته احساس می‌کنیم که شاید فیلم در پی یک پاسخ آری یا نه، است، اما با کمی شکیبایی متوجه می‌شویم که فیلم می‌خواهد تنها این موضوع را شاخص کند. لانتوری فیلمی نیست که شما به قصد به در کردن خستگی در یک روز آخر هفته و همراه با خوردن پاپ کورن بتوانید تماشایش کنید، نه داستانی خطی دارد، نه شوخی‌های مفرح چندانی و نیز فاقد صحنه‌های اکشن نفس‌گیر یا عاشقانه‌هایی است که قلبمان را به طپش وادار کنند. حتی داستان فیلم هم به سادگی از اول تا آخر، بیان نمی‌شود. به جای همه اینها لانتوری می‌کوشد شما را هجوم سؤالات مواجه کند. فیلم البته بعد از مطرح کردن همه تیرگی‌ها، پایانی همراه با امید دارد. همان طور که قهرمان فیلم از شرایط حادش برخاست، شاید من و شما هم بتوانیم، پاسخ‌هایی برای مشکلات جامعه‌مان پیدا کنیم. در این پست، چون قصد لو دادن داستان فیلم را نداشتم، نتوانستم به برخی از مسائل به صورت ریز بپردازم، اما در پایان باید از بازی خوب نوید محمدزاده تقدیر کنم که بعد از آن فیلم ابد و یک روز، بار دیگر قدرت بازیگری خود را در نقش‌های دشوار ثابت کرده است. او به راستی نوید ظهور یک ستاره ماندگار دیگر را در سینمای ما می‌دهد. و البته در کنار او بازی دو بانوی بازیگر فیلم، یعنی باران کوثری و مریم پالیزبان را هم بستاییم. و بسیاری بی‌انصافی است اگر متذکر نشویم موسیقی فیلم لانتوری را کیهان کلهر عزیز ساخته است، موسیقی‌ای که خیلی خوب روی فیلم نشسته است. فیلم‌های خوبی مثل لانتوری و ابد و یک روز، پیشرفت خوبی در سینمای ما هستند. فیلم‌هایی که می‌کوشند به صورت آینه‌ای و نه قصاوت‌گرا و ایدئولوژیک عم
درباره‌ی شماره تلفن ۱۲۳ و اورژانس اجتماعی: بدسرپرست، تنهاتر است!
صدر آنها کارگردان و نویسنده فیلم –رضا درمیشیان– می‌شویم. اینکه همه این دغدغه‌ها و جد و جهدها برای نمایش این مشکلات، دست آخر طور دیگری تفسیر شوند: سیاه‌نمایی، برجسته کردن تیرگی‌های جامعه برای کسب موفقیت فیلم در عرصه‌های بین‌المللی و خشنود کردن دشمنان ملت ایران. اما یکی از شاخص‌ترین موضوعات فیلم مسئله قصاص است. فیلم اصلا در پی این نیست که مجازات و قصاص‌های رادیکال مثل اعدام یا ایجاد نقص عضو را تأیید یا رد کند. فقط می‌خواهد بگوید که اینها موضوعاتی قابل بحث و پیچیده هستند که نباید به سادگی به آنها نگریست. در بخش‌هایی از فیلم البته احساس می‌کنیم که شاید فیلم در پی یک پاسخ آری یا نه، است، اما با کمی شکیبایی متوجه می‌شویم که فیلم می‌خواهد تنها این موضوع را شاخص کند. لانتوری فیلمی نیست که شما به قصد به در کردن خستگی در یک روز آخر هفته و همراه با خوردن پاپ کورن بتوانید تماشایش کنید، نه داستانی خطی دارد، نه شوخی‌های مفرح چندانی و نیز فاقد صحنه‌های اکشن نفس‌گیر یا عاشقانه‌هایی است که قلبمان را به طپش وادار کنند. حتی داستان فیلم هم به سادگی از اول تا آخر، بیان نمی‌شود. به جای همه اینها لانتوری می‌کوشد شما را هجوم سؤالات مواجه کند. فیلم البته بعد از مطرح کردن همه تیرگی‌ها، پایانی همراه با امید دارد. همان طور که قهرمان فیلم از شرایط حادش برخاست، شاید من و شما هم بتوانیم، پاسخ‌هایی برای مشکلات جامعه‌مان پیدا کنیم. در این پست، چون قصد لو دادن داستان فیلم را نداشتم، نتوانستم به برخی از مسائل به صورت ریز بپردازم، اما در پایان باید از بازی خوب نوید محمدزاده تقدیر کنم که بعد از آن فیلم ابد و یک روز، بار دیگر قدرت بازیگری خود را در نقش‌های دشوار ثابت کرده است. او به راستی نوید ظهور یک ستاره ماندگار دیگر را در سینمای ما می‌دهد. و البته در کنار او بازی دو بانوی بازیگر فیلم، یعنی باران کوثری و مریم پالیزبان را هم بستاییم. و بسیاری بی‌انصافی است اگر متذکر نشویم موسیقی فیلم لانتوری را کیهان کلهر عزیز ساخته است، موسیقی‌ای که خیلی خوب روی فیلم نشسته است. فیلم‌های خوبی مثل لانتوری و ابد و یک روز، پیشرفت خوبی در سینمای ما هستند. فیلم‌هایی که می‌کوشند به صورت آینه‌ای و نه قصاوت‌گرا و ایدئولوژیک عمل کنند و اندیشه و تدبیر و تأمل را در پایان فیلم به خود بیننده، واگذار کنند. از این دید، فیلم‌های اجتماعی ما نسبت به فیلم‌های دهه ۱۳۷۰، پیشرفت قابل ملاحظه‌ای کرده‌اند. کافی است فیلم‌هایی اجتماعی کنونی را با فیلمی مثل زیر پوست شهر مقایسه کنید که گرچه در زمان خودش فیلم قابل ملاحظه‌ای بود، اما مملو از شعارها و سوگیری‌های واضح سیاسی بود، هر چند در آن زمانه سیاسی خطیر، بسیاری از امورات دیگر ما هم آغشته به سیاسی‌بازی بود. نوشته توصیه فیلم: لانتوری اولین بار در یک پزشک پدیدار شد.